نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 124
عقل اول است ، و يا ظهور حق به اسم كلى « الرحمن » و نفس رحمانى و « حق مخلوق به » . ولى يك اصل مسلم و انكار ناپذير آن است كه در تعين « احدى » و « واحدى » كثرت به اعتبار مفهوم است ، و حقيقت وجود به صرافت و وحدت باقى است . و هيچيك از ارباب تحقيق تفوه به تحقق كثرت واقعى و حقيقى وجود قبل از تنزل آن در مراتب خلقيه و مجالى امكانيه ننموده است . به عبارت ديگر ، حق در مقام اتصاف به « الوهيت » يا « واحديت » واحد حقيقى است و مظهر آن نيز ، در مذاق قومى ، حقيقت محمديه است كه اصل كافهء قابليات در مقام علم و منشأ اصل فاعلى در مقام عين است . و ارباب نظر آن مظهر واحد را « عقل اوّل » گويند ، كه خالى از كثرت - در خارج نه به حسب مفهوم - نيست . و اين كثرت در حق تعالى نيست . اين جهت امكانى لازم تنزل وجود از سماء اطلاق است به اراضى تقييد ، و همان منشأ كثرات است . صفت « امكان » ام الكثرات ، و منشأ انتزاع آن حد حاصل از تنزل است . در مبدأ هستى وجود حد ندارد ، غير متناهى است به اعتبار شدت نوريت و وجود و عقل متصف به عدم تناهى شدّى نمىباشد . حقيقت وجود به شهود واحد مشاهده نمايد ذات خود را و اعيان را كه صور معلوميت ذاتاند . و به همين شهود ، يعنى شهود ذاتى ، مشاهده نمايد همهء تعينات حاصل از تجلى در مظاهر را و با همان شهود مشاهده نمايد اسماء الهيهء مستجن در حقيقت خارجى وجود را به استجنان علم اجمالى و تفصيلى . به عبارت واضحتر ، تعين احدى و واحدى و ظهور و تجلى حق به « فيض اقدس » و تعين حقيقت وجود به صور اسمائيه و اعيان ثابته ، موجب كثرت حق به اعتبار اتصاف او به « احديت » نمىشود ، و حصول كثرت و تعدد جهات و اعتبارات را در وجود محض ايجاب نمىكند بلكه كثرت امرى عقلى و تعين اسماء به صور قدريه فقط به اعتبار تحليل عقل است و بس . كثرت از ناحيهء تجلى اسماء در جلباب اعيان ثابته حاصل مىگردد چه آن كه وجود و كمالات خاص آن از جهت اطلاق و معقوليت در خارج تحقق نمىيابند ، و لها الأثر و الحكم فيما له وجود عينى . قال الإمام العارف فى « المطلع » الثالث من « المصباح » الثانى : هل بلغك اختلاف ظاهر كلمات الحكماء المتألهين و الفلاسفة
مقدمة الآشتياني 124
نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 124