نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 119
نظر به اينكه انظار سائلان و طالبان معرفت در عصر ائمه به عالم شهادت و ماده متوجه بود ، از آن بزرگواران سؤال مىشد كه خداوند قبل از خلقت چگونه عالم به اشيا بود . ائمه اهل بيت نيز مناسب با حال آنان سخن مىگفتند . سر و كار ائمه ، عليهم السلام ، پيوسته با دانايان و واقفان به مسائل علمى نبود . در نظر دارم كه فضيل از امام محمد باقر ، عليه السلام ، سؤال كرد كه آيا خداوند قبل از ايجاد خلايق به وحدانيت و تفرد خود آگاه بود ، يا علم به وحدانيت بعد از خلقت براى او حاصل شد . چون وى ديده بود در اين مسئله اصحاب امام ( ع ) اختلاف دارند : بعضى قايل و برخى منكرند . برخى از آنها معتقد بودند كه اگر خداوند عالم به وحدت خود بود قبل از ايجاد ممكنات و به اينكه غير او وجود ندارد ، لازم مىآيد كه ممكنات أزلى باشند چه آن كه علم به تفرد خود مستلزم علم به خود و علم به ممكنات است . اين كسان از علم به نحو اطلاق صورت زايد بر ذات مىفهميدند . برخى از اصحاب نيز مىپنداشتند كه اگر خداوند قبل از ايجاد عالم به اشيا بود ، بايد ممكنات قبل از وجود موجود مىبودند . اينان مىپنداشتند كه علم به معدوم تعلق نمىگيرد . در علم سمعى و بصرى حق نيز از آن جهت كه به زعم ايشان سميع كسى است كه صوت را بشنود و بصير كسى است كه مبصر را ببيند مشكل داشتند . اينكه امير مؤمنان ، عليه السلام ، فرمودهاند : بصير إذ لا منظور إليه من خلقه . جواب از شبههء غير واقفان به اين دو صفت الهى است كه از اسماء كليه و امهات اسماء به شمار مىروند . و نيز فرمودهاند عالم حيث لا معلوم له أو سميع إذ لا مسموع له . دامنهء اختلاف در ذات و صفات و اسماء الهيه و تشاجر بين اصحاب ائمه ، بعد از گذشت دو قرن نيز ، وسيع بوده است . خبر بهجت اثر و أمّا الحوادث الواقعة . . . ناظر است به انواع اختلاف بين اصحاب و پيروان اهل بيت كه در بين آنان صاحبان قريحهء مستقيم و متكلمان ورزيده سراغ نداريم جز قليل . < صفحة فارغة > [ شرحى در باب حديث « ان الله كان إذا لا كان . . . » ] < / صفحة فارغة > اينكه مصنف علامه ، رفع فى الخلد مقامه ، در مقام بيان معانى حديث إن الله كان إذ لا كان . . . فرمودهاند : و قوله : « فخلق الكان و المكان » إلى قوله : « منه الأنوار » إشارة إلى
مقدمة الآشتياني 119
نام کتاب : مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية نویسنده : السيد الخميني جلد : 0 صفحه : 119