نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 183
مىكرديم . [ به آنان بگو : ] از اهل علم بپرسيد ) . قرآن گوشزد مىكند كه اشخاصى بودهاند كه وحى بر آنان نازل نشده و ادّعاى دروغين مىكردند كه بر ما وحى رسيده است : * ( وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى الله كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْه شَيْءٌ ) * [1] . ( و كيست ستمكارتر از كسى كه افتراى دروغين بخدا گفته و مىگويد : به من وحى شده است ، در حالى كه چيزى بر او وحى نشده است ) . عظمت و سرسختى واقعيات و لطف و عنايت الهى بر انسانها در حدّيست كه افتراگويندگان و مدّعيان وحى در طول تاريخ به شدّت فوق تصور رسوا گشتهاند . عوامل ذلت و افتضاح آنان گوناگون بوده است . روشنترين و اساسى ترين آن عوامل اين است كه نمىتوانند موقعيت واقعى خود را درك و اثبات نمايند ، مثلا اولا از معرفت ابتدايى شروع مىكنند و ادّعايى جز اين ندارند كه ما مقدارى معرفت داريم ، سپس كم كم خود را از اولياء اللَّه مىپندارند و آن گاه ادّعاى وحى مىكنند و ناگهان خدا مىشوند و چنانكه در شطحيات بعضى از صوفيه ديده مىشود ، از خدا بالاتر مىروند و خدا را در گوشه اى از دلشان در مىيابند ، يعنى دل آنان خيلى چيزها را در خود مىگيرد ، يكى از آن چيزها كه در دلشان جاى مىگيرد و منتظر دستورات مىشود خدا است در صورتى كه خدا در دل قرار نمىگيرد ، بلكه در دلهاى پاكان آدميان جلوه مىكند . 3 - پيمان ابلاغ رسالت معظمترين پيمانى كه ممكن است تصور شود ، پيمانى است كه خداوند از پيامبران براى پذيرش وحى و ابلاغ حقايق وحى شده به انسانها مىگيرد . بديهى است كه بايستى وحى بر دلى وارد شود كه از هر گونه خس و خاشاك هوى و هوس و خودخواهىها پاك و منزّه باشد و اندك آلودگى درونى مجراى آبحيات وحى را تيره و