نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 181
يكى از آن استعدادهاى بسيار مهم و ارزنده ، گيرندگى الهام و اكتشاف است كه در انسانهايى ديده مىشود ، مانند الهامهاى هنرى و علمى و فلسفى و غير ذلك . اگر اين الهام در شناخت اصالتهاى انسانى و يا واقعيتهاى سازنده آن بوجود بيايد ، صاحب آن را در اصطلاح رهبر و پيشوا مىگويند . و چنانكه تاريخ نشان مىدهد ، افرادى كه داراى استعداد گيرندگى اين نوع الهام هستند ، اقليتهاى بسيار محدودى مىباشند . و بهر حال وجود اين گونه افراد را نمىتوان منكر شد . مشوش ساختن پديدهء الهام با مشتى اصطلاحات درهم و برهم ، دور از روش تجربى علمى است . بالاتر از استعداد الهام ، استعداد گيرندگى وحى الهى است كه در پيامبران عظام وجود داشته است . ما از تفسير دقيق اين استعداد ناتوانيم ، تنها راهى كه براى پذيرش امكان چنين استعداد در بعضى از افراد در دست داريم ، همان پديدهء الهام است كه كسى نمىتواند آن را انكار كند . براى دريافت اجمالى معناى وحى و گيرندگى واقعيات از عالمى والاتر مىتوان به عنوان مقدّمه ، اين پديدهء والاى روانى را در نظر گرفت كه گاهى صفا و نورانيت درون آدمى بحدّى اعتلا بخود مىگيرد كه تابش نوعى از روشنايى غير قابل توصيف را بر همهء جهان هستى مشاهده مىكند . در اين حال اصول و مبادى جهان هستى را در خود در مىيابد و گوئى همهء آنها را مىبيند . بقول « اينشتين » : انسان در اين حال مىخواهد از قفس تن پرواز كند . اگر چه اين حالت روانى ، آن گيرندگى وحى كه مورد بحث ما است ، نمىباشد ، ولى درك اين حالت در خويشتن ، يا سراغ داشتن آن در انسانهاى رشد يافته ، مىتواند انسان را به پذيرش نوعى خاص از آن حالت كه وحى ناميده مىشود ، قانع بسازد . وحى در قرآن در قرآن مجيد كلمهء وحى هم به معناى مطلق اشاره و آگاه ساختن از خواستههاى الهى و وادار ساختن طرف وحى بجريان طبيعى خود ، بكار برده شده است و هم بمعناى گيرندگى و ابلاغ واقعيات كه مخصوص پيامبران الهى است .
181
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 2 صفحه : 181