بعد ازين ، رستم بسبيل شكار ، به سمنگان رفت و دختر پادشاه سمنگان را بخواست و ازو پسرى شد . مادرش او را سهراب نام كرد . چون به حد بلوغ رسيد ، با لشكر افراسياب بجنگ كاوس رفت . كاوس رستم را برابر فرستاد . پدر و پسر ، ناشناخته ، جنگ كردند ، سهراب بر دست رستم كشته شد . مادرش بكين خواستن پسر آمد . رستم او را دلخوش كرد و ازو فرامرز بزاد . پهلوانان ايشان بشكارگاه افراسياب رفتند . دخترى را از تخم گرسيوز يافتند . كاوس او را از پهلوانان بستد و سياوش ازو بزاد . بعد از يوسف عليه السلام ، به صورت او ، ديگرى نبود . بتهمت سوداوه زن كاوس كه برو عاشق بود . [ سپاه برداشت ] [1] به تركستان پيش افراسياب رفت و دخترش [ فرنگيس را ] [2] بخواست . چون فرنگيس ازو حامله شد ، سياوش به قصد گرسيوز ، برادر افراسياب ، كشته شد . گويند كبود پوشيدن و [ موى فرو گذاشتن ] [3] از رسم عزاى اوست . چون خبر قتل او به ايران آمد ، رستم زال كه اتابك او بود ، بيامد و سوداوه را بكشت و با اكابر ايران بتركستان رفت و با افراسياب جنگ كرد و او را منهزم گردانيد . رستم تا هزار فرسنگ زمين [ در تركستان ولايات ] [4] خراب كرده و قتل عام [ رفت ] [5] پس به ايران آمد [ و خاك تركستان به ايران آورد ] [6] . كيكاوس در ولايت ديار بكر [ از آن خاك كه رستم از ولايت توران زمين آورده بود ] [7] ، پشتهاى بلند ساخت و بر آن عمارت كرد . آن را اكنون [ عقرقوف ] [8] خوانند . مدت پادشاهى كاوس صد و پنجاه سال بود .
[1] - م : ملك پدر بگذاشت [2] - م ، ك ، ف : دخترش را بزنى بخواست فرنگيس نام - ب : دخترش فرنگيس نام بزنى بخواست . [3] - ب : موى گذاشتن [4] - ب : از ولايت تركستان م ، ك : در تركستان [5] - م ، ب ، ف : كرد - ك : و در همه ولايت قتل عام بود [6] - فقط در ، م ، ف ، ر ( حاشيه ) . [7] - فقط در ، م ، ر ( حاشيه ) [8] - م ، ك ، ق : عقر