مرو انداخت . بدين سبب ، سرحد رود جيحون مقرر شد . مدت پادشاهى كيقباد صد سال . برين گونه صد سال آسان بزيست * نگر تا چنين در جهان شاه كيست [1] دار الملك كيقباد اصفهان بود [ و او آن را كورهء معتبر گردانيد و يك نيمه عراق كه در آن حدودست از توابع آن ساخت ] [2] . كيكاوس ابن كيقباد . گروهى گويند نبيرهء كيقباد و پسر كيانيه [3] بود . به وصيت كيقباد پادشاه شد . بعد از مدتى ، بجانب مازندران رفت و آنجا گرفتار شد . رستم زال ، به راه هفتخوان ، جريده بمازندران [ اندر آمد ] [4] و نگهبانان [ مازندرانى ] [5] را بكشت و [ كيكاوس را خلاص داد و با پادشاه مازندران جنك كرد و او را بكشت و كاوس را بدار الملك رسانيد ] [6] . ديگر باره كاوس به هاماوران رفت [ بجنگ ذى الاذعار بن ابرهه بن ذى المنار بن رايش بن صفى ] [7] و گرفتار شد . رستم لشكر كشيد و [ با پادشاهان هاماوران و مصر و شام جنگ كرد و ايشان را بكشت و كاوس را مظفر با تختگاه خود آورد ] [8] . كاوس ، به مكافات ، خواهر خود ، مهرناز را بزنى برستم داد و [ او را خطاب از پهلوانى ] [9] و امارت ، بپادشاهى رسانيد . پس ابليس كاوس را بفريفت تا هوس كرد كه بر آسمان رود ، [ همچنان كه ] [10] نمرود ، صندوق و كركس ترتيب كرد و بر هوا رفت . چون كركسان را قوت [ ساقط ] [11] شد ، باز گشتند و او را با زمين آوردند . در [ شيراز ] [12] عزم هوا [ كرده ] [13] ، در سارى [ بر سر ] [14] آب افتاد و به او آسيبى نرسيد .
[1] - فقط در نسخهء م . [2] - در ، ب ، ر نيست [3] - در طبرى اين كلمه كيبيه آمده ( جلد اول 357 ) [4] - ساير نسخ : رفت [5] - ساير نسخ : مازندران [6] - بجاى اين قسمت در ، ب : و كاوس را بتختگاه آورد [7] - فقط در ، ب [8] - بجاى اين قسمت در نسخهء ب ، چنين آمده : بيمن رفت و كاوس را بقهر از ايشان بستد و بتختگاه آورد . [9] - ك : او را در خطاب - ب : او را از پهلوانى [10] - ك ، ر ، ف : همچون [11] - ك ، ب ، م : منقطع [12] - ك ، م : در فارس [13] - ب ، ف : كرده بود - ك : كرد [14] - م ، ب ، ك ، ف : به روى