زاب مىخوانند و چون [ او مسن بود ، به حال حيات خود ] [1] پادشاهى به پسر داد . مدت پادشاهى او پنج سال [ و بروايتى پانزده سال ] [2] گرشاسب [3] ابن زو بن طهماسب بن منوچهر به حال حيات پدر پادشاه شد . افراسياب با او جنگ كرد و او در آن جنگ متوفى شد . افراسياب بر ايران مستولى خواست شد . زال لشكر كشيد و او را منهزم گردانيد و پادشاهى به كيقباد داد . مدت پادشاهى گرشاسف شش سال . بعضى مورخان پادشاهى او مسلم ندارند و گويند چون او در حال حيات پدر پادشاه شد و هم در حيات او بمرد ، زمان او داخل زمان پادشاهى پدرش باشد و هر دو يازده سال بود . فصل دوم از باب دوم ، در ذكر پادشاهان كيانيان ، مدت ملكشان هفتصد و سى و چهار سال : كيقباد ابن زاب بن زو بن طهماسب بن منوچهر . بمدد زال زر و پسرش رستم ، ايران از دست افراسياب مستخلص [ گردانيد ] [4] و ملك او را [ مسلم ] [5] گشت و جهان پهلوانى كه درين زمان ، امير الامرائى و [ مير الوسى ] [6] مىخوانند برستم داد و ده يك خراج ، جهت لشكر بنهاد . مردم بعهد او در كشاورزى كوشيدند . فرهنگ او پديد كرد . چون كيقباد با تورانيان صلح [ مىكرد ] [7] ، سرحد ايران و توران [ سارى ] [8] معين كرده بودند . آرش پسر كيقباد ، از افراسياب [ درخواست ] [9] تا يك تير پرتاب راه اضافت كند . افراسياب رضا داد . آرش بصنعت و ادويهء [ هوائى ] [10] ، تيرى از سارى بدان روى
[1] - ب : چون پير شد [2] - اين قسمت در نسخه ك ، ب ، ف ، ر ، نيست - م : يازده [3] - ف ، ر ، ب : گرشاسف [4] - نسخ ديگر : كرد ، ف : كردند [5] - نسخ ديگر : صافى شد [6] - فقط در نسخه ق . [7] - چنين است در نسخهء ق ، ساير نسخ : كرد [8] - فقط در ، ق و ف [9] - ف ، ق : درخواست كرد [10] - فقط در ، م ، ق ، ر