بقراط حكيم ، شاگرد فيثاغورس بود و معاصر بهمن . تصانيف او در علم طب اعتبارى عظيم دارد و فصول بقراط علماء طب را نص قاطع باشد . از سخنان اوست : عمر كوتاهست و كار دراز . عاقل آنست كه اين عمر كوتاه ، در چيزى صرف كند كه [ ضرورتر ] ست [1] يعنى در طلب آخرت و رضاى حق تعالى جل و علا . بقراطيس شاگرد بقراط بود . از سخنان اوست : علم شريف در دل قرار نگيرد تا كارهاى دنى از دل بدر نرود . هر كه را بعد از و نسل نماند ، بحقيقت مرده باشد . سخن نيكو صياد دلهاست و خط [ زيبا ] [2] تربيت چشمها . نعمت عروسيست مهر آن شكرست و صدقه نگهبان آن . [ بذل كم ] [3] پايدار ، بهتر از بسيارى ناپايدار . سقراط حكيم ، شاگرد بقراطيس بود . از سخنان اوست : با نادان تواضع كردن همچنانست كه حنظل را آب دادن : چندانكه آب بيشتر يابد تلختر گردد . عقل و علم مشابه روح و جسمند . عقل بى علم صورتيست بى معنى و علم بى عقل بادى بى مأوى . سعى در غير موقع ، بدتر از كاهلى در كارها ، [ كردنى ] . [4] هر كه با دانا مشورت كند ، از رسوائى ايمن باشد . با دشمن نيز مشورت بايد كرد ، تا پايهء دشمنى او معلوم گردد . افلاطون حكيم ، شاگرد سقراط بود و معاصر داراب . از سخنان اوست : با بدان منشين كه چون [ بسلامت از دستشان بجهى بر تو منت جانى دانند ] [5] هر كه ضبط نفس خود نكند ، ضبط نفوس ديگران چگونه كند ؟ بر پادشاه شراب
[1] - نسخ ف ، ب ، ر : [ ضرورتتر ] [2] - ف : [ نيكو ] [3] - ف ، ر : [ كمى ] [4] - ب ، ر : [ كردن ] [5] - ف : [ از و بسلامت مانى ، از دشمنانش نجهى ] ب : [ . . . بسلامت مانى از دشمنى ايشان نجهى ]