responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 63


دو فراموش بايد كرد : بدى كه با تو كنند [ فراموش بايد كرد ] [1] و نيكى كه بمردم كنى [ فراموش بايد كرد ] .
[2] خدا را ياد بايد داشت و مرگ را [ ياد بايد داشت ] . [ 2 ] احمق اگر چه صاحب جمال باشد با او صحبت نبايد داشت كه شمشير اگر چه خوب رخسار است زشت كردارست . صحبت عالم مردهء جاهل را زنده گرداند چنان كه باران زمين پژمرده را . همه بارى كشيدم گرانتر از قرض و دين نديدم و همه لذتى چشيدم خوشتر از عافيت نديدم . زيانكارتر عيبى عيب خود ناديدنست . دانا چون چراغست . هر كه به او بگذرد ازو نور گيرد . هر كرا گفتار و كردار موافق نباشد ، عقلش او را نكوهش كند .
هر كه سؤالى كند كه سزاوار آن نباشد يا بى هنگام از لئيمى چيزى خواهد بمراد نرسد . خوش خوى خويش بيگانگان باشد و بدخوى بيگانهء خويشان . ازو پرسيدند چيست كه فايدهء آن همه را رسد ؟ گفت نيستى بدان فيثاغورس حكيم شاگرد لقمان حكيم بود و معاصر گشتاسف . اكثر سازها در علم موسيقى ساختهء اوست و از سخنان اوست : مدح خود گفتن راستى را ناپسنديده است .
سوگند بسلف خوردن نشان دروغست . صبر بر مصيبت ، مصيبت شماتت كننده است .
جاماسب برادر گشتاسف بود و شاگرد لقمان . او را در علوم نجوم احكام است . از عهد خود تا سه هزار سال بود نيها حكم كرده است و او بولايت فارس مدفونست . از سخنان اوست :
عوام چون انعامند و توانگران چون گولان . بدترين خصلت كريم ترك [ عمل ] [3] است و بهترين خصلت لئيم ترك [ عمل ] [ 3 ] است . بزرگترين جراحتى آنست كه كريمى از لئيمى حاجت خواهد و روا نگردد و سختترين مذلتى رفتن بزرگى باشد بدر كوچكى و راه نيافتن . گناه درديست كه دواى آن استغفار است و شفاى آن توبهء نصوح .



[1] - در ، ب نيست
[2] - در نسخهء ر ، نيست
[3] - ك ، ر : [ عملش ]

63

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 63
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست