شعر تقبل ايها المأمون نصحى * و لا تنظر الى قصر مشيد فانك ميت من غير شك * كموت ابيك هارون الرشيد شيخ محمد بن اسلم طوسى در اصل عرب بود . اما چون در طوس وطن داشت بطوسى مشهور شد . معاصر على بن موسى الرضا رضى الله عنهما بود . حاكم خراسان او را دو سال محبوس كرد تا قرآن را مخلوق خواند و نخواند . شيخ ابو سليمان عبد الرحمن [1] بن عظيم دارائى دمشقى وفاتش در سنه خمس عشر و مأتين به زمان معتصم . از سخنان اوست : هر طاعت كه در دنيا ذوق ندهد در آخرت ثمره ندهد . هر گاه كه دوستى دنيا بر دل قرار گيرد ، دوستى آخرت از آن دل بيرون رود . فاضلترين كارها مخالفت هواى نفس است . هر چيزى را زنگارى است و زنگار نور دل سير خوردن است و علامت خذلان ترك گريستن . هر چيز كه بنده را از خدا باز دارد و به خود مشغول گرداند آن چيز بر بنده شوم است . هر كه ، از بهر رضاى حق ، ترك شهوت كند بهشت جاى اوست . شيخ ابو نصر بشر بن حارث حافى مروزى وفاتش در سنهء سبع و عشرين و مأتين به زمان معتصم خليفه . از علماء حديث است . سبب سعادت او آنكه بر راه كاغذ پارهاى يافت ، بر آنجا نبشته كه « بسم الله الرحمن الرحيم » . آن را خوش بوى كرد و جاى نيكو نهاد . هاتفى آواز داد كه اى ابو نصر نام ما مطيب كردى بمكافات در دنيا و عقبى نام تو مطيب كرده بشر نهاديم . [2]
[1] - شرح حال او در نسخهء ب نيست . [2] - م : عبد العظيم - در تذكرة الاولياء چاپ تهران ازو بنام شيخ الاسلام دارانى ياد شده و در نفحات الانس بنام « ابو سليمان دارانى عبد الرحمان بن عطية العنسى » از دهى از شام بنام داران . ولى در تذكرة الاولياء چاپ ليدن « دارائى » آمده منسوب بدهى بنام « دارا » در شام و ظاهرا اين صورت اخير صحيح است .