شيخ معروف ابو محفوظ بن فيروز [1] كرخى وفاتش ، در سنه مأتين هجرى ، به زمان مأمون . [ مادر و پدرش ترسا بودند ] [2] . او را بمعلم دادند . معلم او را مىآموخت ثالث ثلاثة : او مىگفت [ نه ] [3] بل هو الله الواحد . معلم او را بزد . بگريخت و بر دست على بن موسى الرضا مسلمان شد و در سلوك آمد . بعد از او مادرش و پدرش نيز مسلمان شدند . از سخنان اوست : تصوف گرفتن حقايق است و گفتن بدقايق و نااميدى از خلايق و بريدن از علايق . هر كه بدل از خدا بر گردد خدا بمغفرت از او باز گردد و هر كه با خدا گردد بطاعت ، خدا با او گردد برحمت و خلق را معتقد او گرداند . در حالت نزع او را گفتند كه وصيتى كن . گفت در ملك من غير از اين پيرهن نيست به صدقه دهيد تا برهنه روم چنان كه آمدم . شيخ محمد سماك [4] معاصر معروف كرخى بود . از سخنان اوست : تواضع آن است كه خود را بر هيچكس فضيلت ننهى . [ هر كرا درد معنوى بود درمان او بجز انس با حضرت عزت نيست . ] سالك تا تارك نشود و اصل نگردد . [5] شيخ بهلول [ گويند ] [6] عمزادهء هارون الرشيد بود . روزى در پيش خليفه رفت . خليفه عمارتى عالى ساخته بود . بهلول را گفت چيزى بر اين عمارت بنويس . بهلول پارهء فحم [7] برداشت و بر آنجا نوشت : رفعت الطين و وضعت الدين . رفعت الجص و وضعت النص . ان كان من مالك فقد اسرفت « * ( إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ 6 : 141 ) * » [8] و ان كان من مال غيرك فقد ظلمت « * ( وَالله لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ 3 : 57 ) * [9] » و هم منقول است كه اين دو بيت از سخنان شيخ بهلول است كه بر عمارت هارون الرشيد نوشت :
[1] - ر ، نفحات الانس : كنيت وى ابو محفوظ است و نام پدر وى فيروز - ق : شيخ معروف محفوظ بن فروخ كرجى - ب : شيخ معروف بن محفوظ فيروز - معروف محفوظ بن فيروز . [2] - ب ، تذكرة الاولياء - ساير نسخ : در اول ترسا بود . [3] - ب ، تذكرة الاولياء . [4] - تذكرة الاولياء : محمد بن سماك . [5] - در حاشيهء نسخهء ر آمده : وفاتش در سنهء ثلاث و ثلاثين و مايه . [6] - م ، ر ندارد . [7] - ذغال . [8] - قرآن كريم سورة الانعام 141 . [9] - قرآن سورة آل عمران 57 .