و بروايتى در جنگ صفين شهيد شد [1] ، در سنهء ست و ثلاثين هجرى و بروايتى بكردستان نزديك كرمانشاهان مدفون است . از سخنان اوست : در خردى گناه منگر در بزرگى حالتى نگر كه حق تعالى را عاصى مىشوى . هر كه خداى را شناخت برو هيچ پوشيده نماند . رفعت در فروتنى است و پيشوائى در نصيحت خلق و مودت در صدق و فخر در فقر و نسبت در تقوى و شرف در قناعت و راحت در زهد . شيخ حسن بصرى رحمة الله عليه او نيز از تابعين است . چون اكثر مشايخ را خرقه با او ميرود و او را با امير المؤمنين على رضى الله عنه ذكر او در اول مشايخ آوردن از لوازم بود . وفاتش در سنهء عشر و مايه بعهد هشام عبد الملك مروان . از سخنان اوست : بنياد مسلمانى بر ورع است و خلل ورع از طمع . هر سخن كه از سر حكمت نيست عين آفت است و هر خاموشى كه از سر فكرت نيست مايهء شهوت و هر نظر كه از سر عبرت نيست محض [ لهو و زلت ] [2] . شيخ حبيب عجمى [3] رحمة الله عليه در اول رباخواره بود . سبب توبه او آنكه براهى مىرفت . كودكان با هم مىگفتند دور شويد تا گرد پاى حبيب رباخواره بما نرسد و چون او بدبخت شويم . اين سخن در دل او مؤثر شد . بمجلس حسن بصرى رفت و توبه كرد و باز گشت . همان كودكان گفتند دور شويد تا گرد پاى ما بر دامن حبيب تائب ننشيند كه عاصى شويم . حبيب در سلوك آمد و كار او بدرجه اعلى رسيد . از او پرسيدند . رضاى حق تعالى در چيست ؟ گفت در دلى كه غبار نفاق در او نبود . پرسيدند كه از شخص يك نماز فوت شد و نمىداند كه از [ صلاة خمسه [4] ] كدام است او را قضا چگونه بايد كرد ؟ گفت او از خدا غافل بوده . او را حد غافلان بايد زد [ و فرمود تا هر پنج نماز قضا كند . ] [5]
[1] - اسد الغابة ج 1 ص 152 : « قال هشام الكلبى قتل اويس القرنى يوم صفين مع على » [2] - : هون و ذلت - ر : لهو و ذلت . [3] - ر ، ب : اعجمى - تذكرة الاولياء شيخ عطار : « همه شب و روز از حسن علم مىآموخت و قرآن نمىتوانست آموخت ، عجمى ازين سببش گفتند » . [4] - فرائض خمسه . [5] - ب ، ندارد - تذكرة الاولياء : « نقل است كه احمد حنبل و شافعى رضى الله عنهما نشسته بودند . حبيب از گوشه در آمد . . . چون حبيب فراز رسيد ، احمد گفت چگوئى در حق كسى كه ازين پنج نماز . . . حبيب گفت اين دل كسى بود كه از خداوند غافل باشد . او را ادب بايد كرد و هر پنج نماز را قضا بايد كرد . »