شيخ محمد واسع از تابعين است . وفاتش در سنه عشرين و مايه بعهد هشام عبد الملك مروان . از سخنان اوست : عارف بايد كه از مشاهدهء حق به غير نپردازد . صادق آنست كه اميد و بيم برابر دارد . از او پرسيدند چگونه ؟ گفت چگونه باشد كسى كه عمرش كاهد و گناهش افزايد . شيخ عتبه غلام [1] معاصر حسن بصرى و مريد او بود . از سخنان اوست : دنيا چون زنى مكار نابكارست . چه مردى باشد كه زن نابكار را طلاق ندهد چنان كه با او رجوع نكند . سالك بايد آن كند كه خداى تعالى خواهد نه آنچه خلق فرمايد . شيخ ابو حازم مكى معاصر حسن بصرى بود . از سخنان اوست : اندكى از دنيا ترا مشغول دارد از بسيارى آخرت . در دنيا هيچ شادى بىغم نيست و در آخرت هيچ شادى با غم نيست و هر كه به دنيا و آخرت ملتفت نيست او را هيچ كم نيست [ هر چه نه تراست بجهد تو به تو نرسد و آنچه تراست بمنع تو از تو بر نگردد . ] [2] شيخ مالك بن دينار از تابعين است . وفاتش در سنهء ثلاثين و مايه بعهد مروان الحمار . از سخنان اوست : راضى باش در همهء امور به كار سازى كه بى تو كار مىسازد [ و هر كه به دنيا راغب است ديو از طلب او فارغ است و او از حلاوت ذكر بىنصيب ] [3] . سالك بايد كه مالك دينار و درهم نباشد تا وقتش مشوش نشود . شيخ فقيره رابعهء عدويه [4] معاصر حسن بصرى بود . از سخنان اوست : من بر دنيا افسوس مىدارم ، نان اين جهان مىخورم و كار آن جهان مىكنم . الهى يا در نماز دلى فارغم [5] بده يا نماز بيدلان قبول كن شيخ ابو سليمان داود [6] بن نصر طائى وفاتش در سنهء خمس و ستين و مايه به زمان
[1] - ب ، ر ، م : عتبة بن غلام . تذكرة الاولياء : عتبة الغلام . [2] - ب : هر كه بداند كه هر چه از آن او نيست بجهد به او نرسد و بمنع ازو باز نگردد بياسايد - م : هر چه ترا نيست بجهد تو به تو . . . تذكرة الاولياء : « و گفت همه چيز اندر دو چيز يافتم : يكى مرا ديگر نه مرا . آنكه مراست اگر بسيار از آن بگريزم هم سوى من آيد و آنكه نه مراست ، اگر بسى جهد كنم ، بجهد خويش هرگز در دنيا نيابم . [3] - ب ندارد . [4] - ق ندارد . [5] - ب : حاضر - تذكرة الاولياء : « در مناجات يك شب مىگفته كه يا رب دلم حاضر كن يا نماز بىدل بپذير » . [6] - م ، ر ، ب : نصير .