responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 626


ابن عمرو بن حارث و هو ذو اصبح و المعروف بالاصبحى من نسل بنى خزرج و هم بنى سبا . پدرش از كبار صحابهء رسول بود و او از تابعين بود و استاد محدثان بود . بقول بعضى علماء اولين امام سنت و جماعت اوست . سه سال در شكم مادر بود و هشتاد و پنج سال عمر يافت . در سنهء تسع و سبعين و مايه به مدينه در گذشت و به بقيع مدفون است .
امام شافعى مطلبى رضى الله عنه و هو محمد بن ادريس بن الياس بن عثمان بن شافع بن سايب بن عبيد بن عبد الله بن يزيد بن هاشم بن مطلب بن عبد مناف . او را شافعى به شافع و مطلبى به مطلب كه اجداد او بوده‌اند ، باز مىخوانند . شافعى در طفلى بخواب ديد كه پيغمبر ( ص ) زبان در دهانش نهاد و گفت : علم دين ترا كرامت است و امير المؤمنين على كرم الله وجهه انگشترى [1] در دستش كرد و گفت كار دين بر قول توختم است . از بركت آن خواب اين مرتبت يافت . او را در وقت امامت ، بسبب حب اهل بيت ، برفض منسوب كردند . او بواسطهء آن چند بيت گفته است :
شعر لو كان رفضا حب آل محمد * فليشهد الثقلان انى رافض انا الشيعى فى دينى و اهلى * بمكة ثم دارى عسقليه خليفه او را الزام كرد تا قرآن را مخلوق خواند . او خليفه را [ بازى داد ] [2] و بر منبر انگشتان خود شمرد و گفت صحف و تورات و انجيل و زبور و فرقان ، اين هر پنج مخلوق است يعنى اين پنج انگشت و بمصر گريخت و متوطن شد و هم آنجا فرمان يافت ، در سابع رجب سنهء اربع و مأتين بعهد مأمون خليفه . [ به فسطاط مصر مدفون است ] [3] عمرش پنجاه و چهار سال بود . [ دعاى او بيشتر اين بود :
شعر قلت هل من سائل مستغفر * انا عبد سائل مستغفر كرم منك ينادى سحر * فدعوناك و هذا سحر



[1] - ب : انگشترين .
[2] - ق : ببازى خريد .
[3] - ب فقط

626

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 626
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست