در زمانه گر فتورى هست در كار منست * ور نه بس نيكو نهادى ملك و ملت را اساس سعى كن تا اين فتور از كار من بيرون شود [1] * خوش نباشد جامه نيمى اطلس و نيمى پلاس حق سبحانه و تعالى سايهء معدلت و آفتاب مكرمت آن وزير سلطان نشان و دستور جهانيان را در جهان كامكارى و آسمان نامدارى ، بر سر كافهء اهل جهان عموما و اين بندهء ديرينه خصوصا پاينده و تابنده داراد و دست حوادث زمان و مكاره دوران از دامن اين دولت دور داراد [2] الى يوم النشور به حق رب الغفور . [3]
[1] - ق ، م : رود - ر ، ب : برى . [2] - ولى دعاى مؤلف مستجاب نشده . زيرا در 736 سلطان ابو سعيد در عين جوانى مرد و جانشين او ارپاخان و غياث الدين محمد پسر خواجه رشيد الدين فضل الله نيز كشته شدند و سلطنت مغول و اوضاع ايران دستخوش حوادث و فتن گرديد . [3] - در نسخ ب ، ف بعد از اين قسمت تاريخ آل مظفر محمود كتبى آمده و اين تاريخ اختصارى است از مواهب الهيهء قاضى معين الدين يزدى و من اين كتاب را در سال 1334 بخرج كتابخانهء ابن سينا با مقابلهء با نسخه لندن و تواريخ حافظ ابرو و جامع التواريخ شهاب الدين حسنى بطبع رساندهام .