امير تمورتاش پسر امير چوپان ، از خوف پادشاه از روم بگريخت و پناه بسلطان مصر برد و در آن ولايت دست عطا بر گشاد . سلطان ناصر در كار سلطنت مصر او را از خود سزاوارتر ديد و مردم را خواهان او يافت . بترسيد و بر او زينهار خورد و او را در شوال سنهء ثمان و عشرين بكشت و سرش بدين ملك پيش سلطان ابو سعيد فرستاد و قضيهء « كالمستغيث بعمر و عند كربته » [1] او ظاهر گشت . حسن پسر مهتر امير چوپان و پسر او تالش از پيش چوپان بخوارزم گريختند و از آنجا پيش پادشاه ازبك رفتند و پيش او مرتبه و جاه يافتند و جهت او بجنگ چركز رفتند و حسن در آن جنگ زخم خورد و بدان در گذشت و پسرش تالش بمرگ طبيعى بمرد و سر آيهء « * ( فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ 7 : 34 ) * » [2] در حق ايشان ظاهر شد و شيخ محمود ، پسر ديگر امير چوپان كه حاكم گرجستان [3] بود ، بر دست لشكر پادشاه گرفتار شد . او را در تبريز بياسا رسانيدند و نص « * ( أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ 4 : 78 ) * » [4] در حق آن دودمان محقق آمد و در آن تخمه از مردان كسى كه حاليا ازو اعتبارى بر توان گرفت نماند . [5] بعد از دمشق خواجه ، كار وزارت بدين صاحب قران ، خلاصهء نوع انسان ، وزير
[1] - مصراعى است از عمرو بن الحرث بن ذهل بن شيبان كه قسمت دوم آن چنين است : كالمستجير من الرمضاء بالنار . [2] - قرآن كريم : سورة - الاعراف 34 . [3] - ق : گرجيستان . [4] - قرآن كريم : سورة النساء 78 . [5] - امير چوپان نه پسر داشت . ازين ميان حسن از همه بزرگتر بود و بعد تمورتاش كه پدر شيخ حسن كوچك است و شيخ حسن مؤسس سلسله چوپانيان . سومين پسر دمشق خواجه بود . دختر دمشق خواجه دلشاد خاتون بزوجيت سلطان ابو سعيد در آمد و چون سلطان مرد آن زن نصيب امير شيخ حسن شوهر اول بغداد خاتون شد و روزگار تلافى نمود . چهارمين محمود بود . پنج پسر ديگر او عبارتند از : جلاو خان از دولاندى خواهر ابو سعيد ، امير سيورغان ( از ساتىبيك خواهر ديگر ابو سعيد ) و سيوك و ياغى باستى و نوروز ( اين سه از يك مادر بودند . ) پس از مرگ ابو سعيد چون آثار مسموميت در او ديده شد ، بغداد خاتون باتهام مسموم نمودن ابو سعيد ، بر اثر كينهء قديمى و ارتباط با شيخ حسن شوهر اول خود ، بدست خواجه لؤلؤ و بامر ارپاخان جانشين ابو سعيد بقتل رسيد .