امرا : بالتو و سولاميش و كراى و اقبال ، بروم در سنه ثمان و تسعين و ستمائة ، مخالف غزانخان شدند . امرا : امير چوپان و سوتاى به حكم فرمان برفتند و ايشان را قهر كردند . مولانا ركن الدين صاين قاضى سمنانى و سيد قطب الدين شيرازى و خواجه معين الدين غانجى كه قاضى القضاة و الغ بيتكچى بود و مستوفى ممالك بودند مخالفت وزرا كردند و خواستند كه در كار مملكت خلل افتد . غزانخان ايشان را در سنه سبعمائة بياسا رسانيد . خواجه نظام الدين يحيى بن خواجه وجيه الدين زنگى بدين هوس مخالف وزرا شد . او را نيز در محرم سنه اثنى و سبعمائة بكشت . غزانخان سه نوبت لشكر بمصر روان كرد . نوبت اول به خود رفت . در ثالث عشرين ربيع الاول سنه تسع و تسعين بحدود دمشق جنگ كردند [1] . ايرانيان مظفر شدند . نوبت دوم امرا را با لشكر فرستاد . تا حدود دمشق برفتند . از لشكر مصر كسى نيامد و زيادت جنگى اتفاق نيفتاد [2] . نوبت سيوم همچنين اميران لشكر بردند [3] . سلطان ناصر لشكر بجنگ ايشان آورد . در ثانى جمادى الاخر سنه اثنى و سبعمائة ، بحدود دمشق جنگ كردند . ايرانيان مقهور گشتند . امير چوپان بسيار جهد نمود تا آن لشكر را در وقت گريز از آسيب دشمن نگاه داشت و شكسته و بىتار و پود با پيش غزانخان آمدند ازين اندوه رنج بر وجود غزانخان مستولى شد و مجال انتقام نداد . در اثناى اين حال آلافرنك بن گيخاتوخان با جمعى متفق شد و قصد غزانخان داشتند . غزانخان دريافت . شهزاده آلافرنك را بخراسان پيش برادر خود فرستاد و آن جماعت را بعضى [ بدارو [4] ] و بعضى به ظاهر بكشت و غزانخان را مرض قوت گرفت و در
[1] - جنگ قطعى در عصر روز چهارشنبه 27 ربيع الاول سال 699 در نيم منزلى مشرق حمص ، در محلى بنام مجمع المروج ، اتفاق افتاد . درين جنگ قشون الملك الناصر پسر سيف الدين قلاوون الفى در هم شكست . ولى كمى بعد غازان مجبور بمراجعت شد و قتلغ شاه هم ، كه نتوانست دمشق را فتح كند ، باز گشت و سپاهيان ناصر سپاه او را در ضمن مراجعت صدمات فراوان زدند . [2] - در غرهء محرم سال 700 . خود او هم درين لشكركشى تا حلب رفت . ولى دو طرف به علت سرما و بىآذوقگى آسيب زياد ديدند و جنگى روى نداد . [3] - در جمادى الآخر سال 702 غازان از فرات گذشت و بشام حمله برد . ولى در تاريخ 2 رمضان آن سال در محل مرج الصفر ، در غوطهء دمشق ، قتلغشاه و امير چوپان و ساير امراى او به سختى شكست خوردند . [4] - م ، ق : بدار