عراق عجم بواسطهء مقررى قوبچور [1] خراب شده بود و مردم جلاى وطن كرده بمرتبهاى كه در قزوين نماز جماعت جمعه حاصل نمىشد ، خواجه صدر الدين [2] قوبچور از شهرها برداشت و تمغا مقرر كرد . ازين تدبير مال مضاعف حاصل مىشد و مردم در آسايش و راهها ايمن شد . غزانخان بسخن خواجه صدر الدين احمد خالدى بر امير نوروز متوهم گشت كه او با سلطان مصر متفق است و قصد ايران دارند و تزويرى بر هم بست چنان كه غزان خان را باور شد . برادران نوروز : حاجى و لكزى و فرزندان ايشان را تمامت در قبض آورد و در راه بغداد بكشت [3] . امير قتلغشاه را با لشكرى گران بجنگ امير نوروز فرستاد و او را در هرى در ذى الحجهء سنهء ست و تسعين و ستمائة بعد از محاربات ، بمدد ملك فخر الدين كرت ، بگرفتند و بكشتند و خواجه صدر الدين احمد خالدى در وزارت متمكن شد . اما او را نيز پيش غزانخان بغمز تزوير كردند . غزانخان از تزويرش بترسيد و در حادىعشرين رجب سنهء سبع و تسعين او را بدرجهء شهادت رسانيد و وزارت بمخدوم سعيد شهيد صاحب صاحب قران ، خلاصهء نوع انسان ، جامع فنون الفضائل ، كاشف رموز المسائل [ الى آخر ما يليق بالقابه و هى تباهى به ] [4] خواجه رشيد الحق و الدين طيب الله ثراه و خواجه سعيد شهيد ، وزير نيكونام ، خواجه گردون غلام ، خواجه سعد الدين محمد ساوجى طاب مثواه حواله رفت . اوامر و نواهى كار وزارت باشارت مخدوم سعيد خواجه رشيد الدين منوط بود ، اما نشان وزارت و آل [ تمغا [5] ] به صاحب سعيد خواجه سعد الدين منسوب و الحق وزارت از ايشان قدر و تمكين يافت . بسبب مساعى ايشان در جميع امور ضبط و نسقى پيدا گشت . شهباز عدل و رأفت بال و پر بگسترد و بوم شوم جور و ظلم معدوم گشت . ملك ايران محسود رياض خلد و جنان شد .
[1] - به معناى ماليات و خراج مقرر ديوانى ( قاموس كرتى پاوه دو كورتى ) - ب : مقررى علفخوار . [2] - معروف به صدر جهان . [3] - حاجى و لكزى و ساتلمش برادران امير نوروز بدون محاكمه كشته شدند و حكم شد كه پسران نوروز و ساير برادران هشتگانهء او را ، هر جا كه ديده شوند ، بقتل رسانند . [4] - ب ، ف ندارد . [5] - ر فقط