بسال ششصد و هشتاد و پنج از هجرت * گذشته از مه ذى القعده بيست وقت زوال شهيد گشت بروز سه شنبه در اران [1] * ز گشت چرخ خسيس و زمانهء محتال هلاك او ز ره عقل و اعتقاد بس است * هر آن كسى را كو غره شد بجاه و بمال روان پاكش بر اهل خلد سرور باد [2] * كه بود سرور اهل جهان باستقلال ] [3] گيخاتوخان ابن ابقاخان هولاكوخان بن تولى خان بن چنگزخان بعد از برادر پادشاه شد و كار ملك بامير سنكتور نوين بن الكاى مفوض كرد و [ باز ] [4] با روم رفت . بعد از يك سال مراجعت كرد و وزارت به صاحب سعيد خواجه صدر الدين احمد خالدى داد ، در ذى الحجهء سنهء اثنى و تسعين . پادشاه و وزير كريم جهان و جهان كرم بودند و روز دولت ايشان ناسخ زمان حاتمى بود . گيخاتوخان در عشرت و مباشرت افراط كردى و ذكور و اناث و حلال و حرام فرق نكردى . در وقت وفات ارغون خان ، اتابك افراسياب فضلوئى در لرستان خروج كرد و اصفهان در تصرف آورد . گيخاتوخان لشكر فرستاد و ايشان را قهر كرد . افراسياب تا زمان غزانخان در حيات بود . غزانخان او را بكشت و لرستان به برادرش اتابك احمد داد و تاكنون در تصرف اولاد اوست . گيخاتوخان طوغان قهستانى را در سنهء احدى و تسعين بقصاص امراء كه در وقت رنجورى ارغون خان كشته بودند ، بكشت .
[1] - م ، ب ، ر ، ايران . [2] - اين بيت در نسخه ب نيست . [3] - بجاى قسمت بين دو قلاب در نسخهء ب آمده : « سنهء خمس و ثمانين و ستمائة » - براى اطلاع بر تفصيل قتل اين مرد كه اديبى فاضل بوده و شعر نيز مىگفته رجوع شود بتاريخ وصاف ص 132 و 143 . [4] - ق .