ابقاخان [1] ابن هولاكوخان بن تولى خان بن چنگزخان بعد از پدر بفرمان عمش قبلاىقاآن پادشاهى به دو تعلق گرفت و نام او بر عنوان احكام ثبت كردند و در رمضان سنهء ثلاث و ستين و ستمائة بپادشاهى نشست . بركاىخان شاهزاده نوقاى را با سپاهى گران بجنگ ايران فرستاد . ابقاخان برادر خود را يشمت با سپاه برابر فرستاد و در بيستم صفر اربع و ستين جنگ كردند . بركائيان مقهور شدند . بركاىخان بانتقام ، خود عازم ايران شد و تا كنار رودخانهء كر برسيد . چون مجال گذشتن نبود ، عزم تفليس كرد تا از سر جسر بگذرد . در راه اجل مجال نداد و بقولنج در گذشت . سپاهش منهزم شدند ، جمعى دستگير آمدند و ايشان را بغلامى بهر كس داد . در سنهء ست و ستين و ستمائة ، مسعودبك بن محمود يلواج از الوس جغتاى بجاسوسى بر سبيل رسالت ، بايران آمد و به بالاى تمامت امرا نشست . چون مراجعت كرد ، به خدمت ابقاخان عرضه داشتند كه او پيغام از پيش تگودار بن جغتاى آورده بود تا باتفاق بجنگ تو آيند . ابقاخان ايلچيان در عقب مسعودبك بفرستاد . اما او را در نيافتند . بدين سبب امير شيرامون را بجنگ شهزاده تگودار جغتائى فرستاد . بگرجستان [2] ، در شوال سنهء سبع و ستين ، جنگ كردند و تگودار اسير شد و از طرف ما وراء النهر شهزادگان جغتائى بمخالفت ابقاخان متفق شدند و شهزاده براق بجنگ ايران آمد . ابقاخان با سپاه برابر رفت . در ذى الحجهء سنه ثمان و ستمائة جنگ سخت كردند . ابقاخان مظفر شد و مرغاول كه امير لشكر براق بود كشته گشت و براق منهزم شد . در اواخر ربيع الاخر سنهء سبعين و ستمائة ، غزانخان كه خلاصهء پادشاهان دودمان بود و زبدهء شهرياران اين خاندان متولد شد . در سنهء احدى و سبعين در بخارا