responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 545


تستر [1] و زنده رود است و كوهى در غايت خوشى و نزهى [2] و چشمه هاى [3] فراوان و علفهاى بى پايان مقام كردى .
چون قرب پانزده سال در پادشاهى بماند ، جهان را وداع كرد . ازو دو پسر ماند : يوسفشاه و عماد الدين پهلوان .
اتابك يوسفشاه ملازم درگاه ابقاخان بودى . [ بعد از يك ماه كه پدرش در گذشته بود [4] ] به حكم يرليغ ، حكومت لرستان به دو تفويض رفت و او همواره با دويست مرد دلاور ملازم درگاه بودى و نواب او به كار لرستان قيام نمودندى . بوقت جنگ براق ، لشكرى تمام از لرستان بمدد پادشاه برد و در آن جنگ مردى تمام نمود و بنوازش پادشاه مشرف شد و در وقت آنكه ابقاخان بحدود گيلان و ديلمان رفت ، جمعى از آن مخاذيلشاه را در عرى گرفتند . يوسفشاه در آن حال از اسب پياده شد و رخ بدان مخاذيل نهاد . چون پيل مست از ايشان مىكشت تا آن فرزين بند در هم شكست و شاه را از آن ورطه خلاص داد . پادشاه بدين سبب او را بمرتبهء بلند رسانيد و ممالك خوزستان و كوه گيلويه و شهر فيروزان و جربادقان به دو ارزانى داشت . يوسفشاه عزم كوه گيلويه كرد و با شولان مصاف داد و برادر نجم الدين شول ، در آن جنگ ، كشته شد .
چون ابقاخان ، در گذشت و ملك ايران با احمدخان [5] افتاد و ميان او و ارغون خان مخاصمت شد ، احمد از لران [6] مدد طلبيد . يوسفشاه ، هر چند جهت حق نعمت [7] ابقاخان بمدد احمد [ رفتن كاره ] [8] بود ، اما توانائى مخالفت احمد در خود نمىديد . با دو هزار سوار و ده هزار پياده بمدد احمد رفت . چون در خراسان شكست بر احمد افتاد ، لران به راه بيابان طبس آهنگ ولايت [9] نطنز كردند تا بتك پاى جان



[1] - ب ، ف : ششتر - . شوشتر .
[2] - ر : نرمى .
[3] - م ، ق : چمسارها ( چشمه سار ) - ف : چشمه سارها .
[4] - ب ، فقط .
[5] - ق ، ف ، ب . احمد
[6] - ب : ايران .
[7] - ف : نمك .
[8] - م : نرفتن ممكن بود - ر : رفتن مكروه
[9] - ب ، ف ندارد .

545

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 545
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست