responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 535


و سيوكشاه [1] و امثالهم را هيچ احترام نمىكرد بلكه استخفاف مىنمود و سر زده مىداشت .
مواجب ايشان بيشتر مسقط كرد و هر كرا مواجب كه مقرر داشت ، از ده بيكى آورد .
سلطانزادگان از طاقت طاق شدند . بر او خروج كردند و او را بكشتند و ياغى گشتند [2] به حكم غزانخان ، تمور بوقا كه شحنهء كرمان بود ، امراى عراق و فارس را خبر كرد تا با لشكرها بمدد او رفتند و كرمان محصور كردند و يك سال و نيم محصور بود . در اندرون شهر قحطى عظيم پيدا شد . اما بيرون فراخى بود . چون شهر مسخر نمىشد و امرا از محاصره ملول شدند ، به حضرت غزانخان عرضه مىداشتند كه سلطان محمدشاه را اينجا مىبايد فرستاد تا شهريان شهر به دو تسليم كنند . وزير كرمان خواجه عماد الدين ظهير گفت مصلحت شما را نباشد سلطان محمدشاه را اينجا آوردن . نشنيدند و عرضه داشتند . غزانخان سلطان محمد شاه را بفرستاد . پيش از رسيدن او ، از غايت غلوى قحط ، اهالى شهر منزعج شدند و خواستند كه بر شهزادگان خروج كنند . شهزادگان ناچار [ 3 ] بمطاوعت و ايلى در آمدند و شهر بسپردند . خواجه صدر الدين ابهرى كه به حكم يرليغ بر جاى فخر الدين بوزارت منصب شده بود ، حاكم كرمان شد . سلطان زاده محمودشاه را در صحبت امير تاشان به اردو فرستادند . چون باصفهان رسيد ، برادرش سلطان محمدشاه از اردو آنجا رسيد . محمودشاه توقع داشت كه برادرش او را باز ستاند . سلطان محمد شاه مخالفت فرمان نكرد و برادر را [ در نظر نياورد ] [4] . محمودشاه چون ازو مأيوس شد ، زهر خورد و بدان در گذشت .
سلطان محمدشاه بكرمان رفت . امراى عراق و فارس شهر مسخر كرده به دو تسليم كردند و مراجعت نمودند و او هر كه را مايهء فتنه مىدانست مىكشت و خواجه عماد الدين ظهير نيز بسبب سخنى كه در كار سلطان با اميران گفته بود ،



[1] - غياث الدين سيوكشاه داماد امير نوروز از امراى معروف مغول بود كه سر انجام بر غازان عصيان ورزيد و كشته شد .
[2] - شب پنجشنبه 27 ربيع الآخر سال 699 ( تاريخ وصاف ) . [ 3 - ق . ]
[4] - ب : به نظر نديد - ف ر ق : به نظر نيز نديد

535

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 535
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست