دعوى لب چو قند او كرد نبات * در مصر سه سيخ در دهانش كردند [1] [ و او در اول ] [2] برادر خود [ سيورغتمش را ] [3] نايب خود گردانيد . چون ديد كه هوس سلطنت دارد ، محبوس كرد . منكوحه اش خداوند زاده كردوجين [4] بنت منگوتمورخان و دختر سلطان سيورغتمش ، شاه عالم خاتون ، تدبير كردند و كمندى در ميان مشك آب بقلعه فرستادند تا سلطان سيورغتمش با آن كمند از قلعه فرود آمد و به اردو رفت . به حكم گيخاتوخان او را گرفتند و باز بقلعه فرستادند . پادشاه خاتون ، در رمضان سنهء اربع و تسعين و ستمائة ، بر او روز بسر آورد . [5] منكوحه اش خداوند زاده كردوجين و دخترش شاه عالم خاتون كه در حبالهء بايدو خان بود ، به حكم يرليغ بايدو خان ، بقصاص پادشاه خاتون را بكشتند [6] ، در اواخر سنهء اربع و تسعين و ستمائة . روزگار به زبان حال مىگفت : شعر گرت بار خارست خود كشتهاى * و گر پرنيان است خود رشته اى سلطان مظفر الدين محمد شاه [7] ابن حجاج بن قطب الدين به حكم يرليغ غزانخان در سنهء خمس و تسعين و ستمائة بسلطنت كرمان نامزد شد . وزارت هم به حكم غزانخان به قاضى فخر الدين هروى مفوض گشت . سلطان محمدشاه ملازم غزانخان بود و قاضى فخر الدين هروى بكرمان رفت . سلطانزادگان : محمودشاه و حسنشاه برادران سلطان محمدشاه
[1] - رباعى دوم فقط در نسخ ب ، ف است - ر ، ق . ، هيچيك از اشعار را ندارند . [2] - ب ، ف . [3] - ف : را سيورغتمش . [4] - دختر ابش خاتون آخرين اتابكان فارس و منگوتمور پسر هولاكوخان . [5] - شب بيست و هفتم ماه رمضان سنهء ثلاث و تسعين و ستمائة بوقت افطار بخبه و خنقش آسيب هلاك رسانيدند و فرا نمودند كه از غصه كارد بر خود زد ( سمط العلى ص 75 ) [6] - بخنق و خبه چنان كه برادرش سيورغتمش سلطان رفت ، شربت فناش چشانيدند » ص 77 . قتل او در شعبان سال 694 ( و صاف 295 ) در محل كوشك زر ( سمط العلى 77 و جامع التواريخ چاپ بلوشه ص 554 ) اتفاق افتاده است . اين كوشك زر همان است كه امروز كوشك زرد خوانده مىشود ، در بلوك سر حد چهار ناحيهء فارس ( فارس نامه ناصرى ص 220 ج 2 ) . [7] - مظفر الدين ابو الحارث