شمس الدين محمد شاه [ بن حاجى ] [1] زوزنى او را نمىگذاشت كه با خواهرش پادشاه خاتون طريق موافقت سپرد . پادشاه خاتون بوزير پيغام فرستاد و او را ازين معنى نكوهش كرد . وزير گفت اگر سلطنت به تو رسيد مرا بساطور دو پاره كن . پادشاه خاتون كين او در دل گرفت . تا بعد از قتل سيورغتمش اين وزير بهندوستان گريخته بود . پادشاه خاتون بفرستاد و او را بمواعيد مستظهر گردانيد و بياورد و بكشت . [ سلطان سيورغتمش بفرمان گيخاتوخان بن ابقاخان ، در سنهء احدى و تسعين و ستمائة ، معزول گشت . ] [2] پادشاه خاتون بنت قطب الدين را گيخاتوخان بن ابقاخان به راه مغولى زن كرده بود . [3] چون بپادشاهى ايران رسيد ، سلطنت كرمان به پادشاه خاتون داد و او زنى لطيف طبع بود . اشعار خوب دارد . منها : شعر بر لعل كه ديد هرگز از مشك رقم * يا غاليه بر نوش كجا كرد ستم جانا اثر خال سيه بر لب تو * تاريكى و آب زندگانيست بهم آن روز كه در ازل نشانش كردند * آسايش جان عاشقانش كردند
[1] - ب - در تاريخ قراختائيان كرمان نام فخر الملك شمس الدين محمد شاه ديده مىشود كه وزير حجاج سلطان بوده ( ص 53 ) و نام پسرش فخر الملك نظام الدين محمود ( ص 74 و 79 ) . اما نام هيچكدام از آنان در جزو وزراى سيورغتمش ديده نمىشود ص 53 . [2] - بجاى اين قسمت در نسخهء ب آمده : سلطان را در شب بيست و هفتم رمضان سنهء ثلاث و تسعين بوقت افطار بفرمان خواهرش پادشاه خاتون خبه كردند و فرا نمودند كه از غصه كارد بر خود زد و در مدرسهء درب نو كرمان ، كه خود احداث كرده بود ، مدفون شد - ب : سيورغتمش بفرمان گيخاتوخان در سنهء احدى و تسعين بوقت افطار بفرمان خواهرش . . . [3] - قبلا پادشاه خاتون زن اباقا پدر گيخاتوخان بوده و غرض از راه مغولى همين است كه زن پدر خود را ميتوانستند بگيرند .