معلوم كرد و سلطان حجاج نيز آگاه شد كه او معلوم كرد [1] . در كرمان مجال توقف نماندش . در سنهء تسع و ستين و ستمائة ازين بيم به دهلى رفت . ده سال در آنجا بود [2] . چون سلطان جلال الدين خلج در دهلى سلطنت يافت ، او را مدد كرد و لشكر داد تا ملك كرمان مستخلص كند . او را در راه اجل مهلت نداد ، فرمان يافت . قتلغ تركان را ، در غيبت حجاج ، سلطنت كرمان باستقلال [ صافى ] [3] شد . دوازده سال ديگر سلطنت كرد . ميان او و سلطان سيورغتمش بن قطب الدين در كار سلطنت تنازعها رفت . تا در سنهء احدى و ثمانين و ستمائة ، قتلغ تركان در تبريز بوقت آنكه جهت تنازع كار سلطنت به اردو آمده بود ، در گذشت و دخترش بىبى تركان او را بكرمان برد . سلطان جلال الدين سيورغتمش [4] ابن قطب الدين بن خميتبور تاينكو بعد ازو به حكم يرليغ ارغون خان بسلطنت كرمان رسيد و نه سال در سلطنت بسر برد . وزيرش فخر الملك محمود بن
[1] - پس از رسيدن خبر وصول قتلغ تركان باردو و پذيرائى مجلل اباقا از وى ، حجاج سلطان ترسيد و با نزديكان خود مشاوره كرد . « سخافت عقل و ركاكت تدبيرشان اقتضا كرد كه رسولى مىبايد فرستاد پيش عبد الله اغول نبيرهء جغتاى خان و با او مواضعتى كرد كه اگر ما را بزيادت لشكر افتد ، فوجى از قراوناس بمدد ما فرستد » . اما چند نفر از همين نزديكان يعنى امير تاج الدين ساتيلمش و پسرانش از بيم او گريختند و مقارن ورود قتلغ تركان به دو خبر دادند . سمط العلى ص 49 . [2] - به نظر مىرسد مسامحه آميز و ناشى از اقتباس بدون تحقيق مستوفى از سمط العلى باشد . سلطان ابو الحارث مظفر الدين حجاج در سال 668 در ركاب اباقا با براق جنگيده و كمى بعد ( شايد هم همان سال 669 يا سال 675 كه از مطاوى كتاب تاريخ سيستان بر مىآيد ) به هند رفته و در 690 در حين مراجعت بايران مرده است پس مدت توقف او در هند اقلا 15 سال بوده چنان كه جامع التواريخ نيز بدين امر صراحت دارد . [3] - ق ، ب ندارد . [4] - سلطان جلال الدين ابو المظفر سيورغتمش سلطان ( سمط العلى 52 ) .