آوردند [1] . و اين حال در سنهء احدى عشر و اربعمائه بود . مدت ملكش بيست و پنج سال . الظاهر بالله ابو الحسن على بن حاكم بن عزيز بن معز بن منصور بن قائم بن مهدى بر جاى پدر نشست . امارت لشكر برقرار به ابن دواس داد و او را بر خود ايمن گردانيد و صد غلام ملازم او كرد . [2] تا چون فرصت يافتند ، او را بقصاص پدرش بكشتند . پس عمه را نيز در پى ابن دواس روان كرد . مدت شانزده سال حكومت كرد [3] و در سنهء سبع و عشرين و اربعمائه بقاهره در گذشت . المستنصر بالله ابو تميم معد بن ظاهر بن حاكم بن عزيز بن منصور بن قائم بن مهدى ، در هفت سالگى بپادشاهى رسيد . عقل تنگ داشت . بمراد خويش بر آمد ، ديوانهء تمام شد . جواهر نفيس را چون سرمه بسودى و در آب ريختى . در بخل بغايتى بود كه روزى لشكر نمىداد . لشكريان بر او غوغا كردند و او را بگرفتند و روزى خواستند و آخر بر بعضى صلح كردند . مدت شصت سال پادشاهى كرد . در اول دولتش اقسيس [4] و جمعى خروج كردند و كارشان بالا گرفت و او بر آن مصابرت نمود تا بر ايشان دست يافت و همه را بكشت .
[1] - جهانگشا : « بر قرار سابق با ركابى متوجه مقطم شد . غلامان از كمين بيرون آمدند و او را با ركابى بكشتند و جثهء او را پنهان نزديك خواهرش آوردند تا هم در قصر خويش او را دفن كرد و كس بر آن سر واقف نگشت مگر وزير كه بعد از تأكيد و تحليف برين سر واقف گرديد » . ج 3 ص 170 . [2] - جهانگشا : « آنگاه نسيم خادم را كه قهرمان قصرها و مهتر غلامان بود و هميشه صد غلام با شمشيرها محافظت خليفه را ملازم او بودندى بخواند و در قتل ابن دواس با او مواضعه نهاد و از طريق مكر آن صد غلام را ملازم ركاب ابن دواس كرد و فرمود تا يك روز كه ابن دواس در قصر شد ، نسيم ابواب قصر را ببست و ضبط آن كرد و با غلامان گفت كه مولانا ظاهر مىفرمايد كه ابن دواس قاتل پدرم حاكم است . او را بكشيد . شمشير برو روان گردانيدند . » ص 171 . [3] - مسامحه است . مدت خلافتش 15 سال و 9 ماه و 7 روز بوده ( ابن الاثير . وقايع 427 ) . [4] - يذكر الشاميون هذا الاسم اقسيس و الصحيح انه اتسز و هو اسم تركى ( ابن الاثير حوادث 463 و 468 و 469 ) و ابن خلكان طبع قاهره ج 2 ص 65 .