چون از پيغام و نامه كار بر نيامد ، بمحاربه رفتند [1] و تا مدت ده سال با همديگر جنگ كردند [2] . ظفر و هزيمت مىبود [3] . تكشخان به دختر گورخان قراختاى وسيلت جست و خراج پذيرفت و لشكر بستد و بجنگ برادر آمد ، در سنهء ثمان و ستين و خمس مايه و مظفر شد . خوارزمشاهى به دو [ تعلق گرفت . ] [4] سلطان شاه در خراسان بر بعضى ولايات بتغلب حاكم شد . بيست و يك سال ديگر بزيست . ميان او و برادر ، درين مدت ، محاربات رفت و ظفر و هزيمت مىبود . عاقبت صلح كردند . سلطان شاه در سلخ رمضان سنهء تسع و ثمانين و خمس مايه در گذشت . كار به كلى [5] با تكشخان افتاد . خوارزمشاه تكشخان [6] ابن ايل ارسلان بن اتسز بن محمد بن نوشتكين ، بعد از انهزام برادر ، در ثانى عشرين [7] ربيع الاخر سنهء ثمان و ستين و خمس مايه ، بپادشاهى نشست . رشيد وطواط در تهنيتش گفت : جدت ورق زمانه از ظلم بشست * عدل پدرت شكستها كرد درست اى بر تو قباى سلطنت آمده چست * هان تا چكنى كه نوبت دولت تست چون سلطان شاه از جنگ او بگريخت ، پناه بمؤيد آيبه سنجرى [8] برد . مؤيد آيبه بمدد او بجنگ تكشخان رفت . مؤيد آيبه و ملكه تركان مادر سلطان شاه كشته شدند [9] . سلطان شاه پناه به دختر گورخان قراختاى بمرد و لشكر آورد .
[1] - ر ، ف ، م : انجاميد . [2] - ق : نمودند . [3] - ر : نميبود - ب : روى نمينمود . [4] - ر : باز گشت . [5] - ق : با پيش تكش - ر : ملكى . [6] - ب : يونس . [7] - ر . ساير نسخ : عشر - « تكش روز دوشنبه بيست و دوم ربيع الاخر سنهء ثمان و ستين و خمسمائه در خوارزم شد و بر تخت خوارزمشاهى نشست » ( جهانگشا ج 2 ص 18 - 17 ) . [8] - چون از غلامان سنجر بود او را سنجرى ميگفتند - « مؤيد آيبه كه از غلامان دار سنجرى بفروسيت و بدار ( ؟ ) از ديگر غلامان مستثنى و ممتاز بود ( ايضا ص 15 ) . اين همان كسيست كه سلطان محمود خان خواهرزادهء سنجر را ، كه بعد از سنجر امارت خراسان يافته بود ، كشت . [9] - مؤيد آى آبه در جنگ اسير شد و روز عرفهء سال 569 كشته شد . سلطان شاه و مادرش از اين حادثه بدر جستند و به دهستان « استراباد شمالى » رفتند . در اين جا بود كه ملكه تركان گرفتار و كشته شد .