شد و برنجورى گرديد . لشكرش بعد از محاربه منهزم باز آمدند و او در تاسع رجب سنهء ثمان و خمسين و خمس مايه در گذشت . خوارزمشاه سلطان شاه ابن ايل ارسلان بن اتسز بن محمد بن نوشتكين به حكم وصيت پدر پادشاهى به دو دادند . چون او كودك بود ، ملكه تركان مدبر ملك او گشت . تكشخان كه برادر مهتر بود ، با آن در نساخت . ببرادر پيغام كرد و نصيب ميراث سلطنت [1] طلبيد . سلطان شاه لطيف طبع بود . اين دو بيت بجواب فرستاد : هر گه كه سمند عزم من پويه كند * دشمن ز نهيب تيغ من مويه كند اينجا برسول و نامه بر نايد كار * شمشير دو رويه كار يك رويه كند تكشخان را پسرى ملكشاه نام لطيف طبع بود . اين دو بيت [ در جواب بنوشت و بفرستاد ] [2] : صد گنج ترا ، خنجر بران ما را * كاشانه ترا ، مركب و ميدان ما را خواهى كه خصومت از ميان برخيزد * [ خوارزم ترا ملك ] [3] خراسان ما را سلطان شاه باز اين دو بيت بجواب فرستاد : اى جان عم اين غم ره سودا گيرد * وين قصه نه در شما نه در ما گيرد تا قبضهء شمشير كه خون پالايد * تا دولت اقبال كه بالا گيرد
[1] - ر ، م : از سلطنت - ف : از برادر . [2] - نسخ : بجواب فرستاد . [3] - ق : مجموع ترا و يك .