پروانه را تمكين تمام دادند و او مادر كيخسرو را در نكاح آورد . [ مدت هيجده سال ، سلطنت بر كيخسرو مقرر بود ] [1] . در سنهء اثنى و ثمانين و ستمائة در آذربيجان بفرمان احمدخان ، جهت آنكه با شاهزاده قنقرتاى خويشى داشت ، بياسا رسيد . بعد ازو غياث الدين مسعود ابن كيكاوس كه از قرم آمده بود ، بفرمان ارغون خان نامزد سلطنت شد . احوال روم در عهد او در اضطراب بود . اولاد منتشا [2] و ارطغرل شاه [3] بر ساحل انطاكيه و علائيه و لاذقيه بتغلب مستولى شدند و پسر اشرف [4] ولايت ارمناك كه متصل سيس است از تصرف مغول بيرون برد . جهت دفع ايشان شهزادگان گيخاتو و هولاجو را بروم فرستادند و وزارت به عمزادهام مرحوم سعيد فخر الدين مستوفى مفوض گشت و او بحسن تدبير بعضى را از آن جماعت بمطاوعت در آورد و چندى را به زخم تيغ آبدار دمار از نهاد خاكسار بر آورد و ملك روم را محسود ممالك گردانيد . [ 4 ] چون به قصد سعد الدوله جهود كه وزير ارغون بود بدرجهء شهادت رسيد ، [5][6] وزارت روم كه به صاحبى مشهورست بمرحوم شهيد فخر الدين احمد لاكوشى
[1] - ق : كيخسرو هجده سال نام سلطنت داشت . [2] - غرض منتشا بيك مسعود است كه از سال 700 حكومتى محلى در آسياى صغير ايجاد نمود . جد اعلاى اين خاندان حاجى بها الدين كردى « والى سيواس و ملك السواحل » است كه در دورهء سلاجقه ، در علائيه مستقر بود . در سال 829 اين سلسله بطور قطع بر افتاد و قلمروش ضميمهء متصرفات عثمانى شد ( رك : زمباور ص 153 ) [3] - در نسخ گزيده « طغرل » آمده ولى قاعدة بايد « ارطغرل » باشد يعنى پدر عثمان غازى جد سلاطين عثمانى . [4] - مقصود سيف الدين سليمان اول پسر اشرف است . اينان سلسلهاى محلى در « بى شهر » و « آق شهر » و « سيدى شهر » تشكيل دادند . آخرين آنان سليمان شاه دوم است كه در حدود 728 مرده است . [5] - از تاريخ سلاجقه و آناطولى بر مىآيد كه وى مردى متبختر و بد منصب و ستمگر بوده است : « صاحب قزوينى در تدبير بدعتها بود . حكمهاى گوناگون مىكرد كه نمك را چنان بفروشيد و از گوسفند چندين بستانيد . خلق را شورانيد و شهر را به آشوب انداخت و نفير از مردمان برخاست « ص 75 » [6] - ايضا : « مجموع بودن صاحب فخر الدين در قونيه بيست و چهار روز بود . از بيست و چهار هزار سال زيادتر آمد ، بدرويشان قونيه از بيم و غصه و ضجرت » ص 76 - 77