تبريزى حواله رفت . چون حاصل ملك روم بخرج شهزادگان و لشكرى كه آنجا بود وفا نمىكرد ، خواجه فخر الدين احمد لاكوشى تدبير كرد و املاك ديوان به - ارباب ديوان فروختن گرفت تا بيشتر روم ملك شد و بر ارباب غمخوارگى آن واجب شد و بدين تدبير شايسته آن ملك معمور ماند . چه اگر بر ملكيت ديوان باقى بودى ، چون حكام را اعتماد و دوام عمل نبودى ، در كار عمارت مهمل بودند و باندك زمانى تمام ولايت خراب گشتى . چه مشاهده مىرود كه هر موضع كه بديوان يا وقف تعلق دارد ، آبادانى بدانچه بارباب منسوبست ندارد . چون در سنهء سبع و تسعين و ستمائة غياث الدين مسعود نماند ، برادرزادهء او : [ علاء الدين [1] ] كيقباد ابن فرامرز به حكم يرليغ غزان نامزد سلطنت شد . بعد از مدتى با غزان خان ياغى شد و لشكر فرستاد و او را بگرفت . نام سلطنت روم از سلجوقيان بيفتاد . [2] جمعى از ايشان ، در سواحل بحر و اوجات [3] ، هنوز پادشاهند . و الله اعلم . فصل هفتم از باب چهارم در ذكر پادشاهان خوارزمشاهيان : نه تن . مدت ملكشان [4] از سنه احدى و تسعين و اربعمائه تا شوال سنهء ثمان و عشرين و ستمائة صد و سى و هشت سال . اولشان نوشتكين غرجه است و او غلام بلكاتكين و بلكاتكين مملوك سلطان ملكشاه سلجوقى بود و نوشتكين تركى نژاد [ و مدبر و كافى ] [5] بود . سلطان ملكشاه بعد از بلكاتكين ، جاى او به نوشتكين داد و چون در آن وقت خوارزم در وجه طشت خانه بود [6] و او طشتدار
[1] - اين لقب در نسخ گزيده نيست ( رك : زمباور ) . [2] - بعد ازو نيز غياث الدين مسعود سوم آمده و ازو سكه هائى در دست است . ( زمباور ) . [3] - ر ، ف : واحات . [4] - ق : دولتشان . [5] - ق ، ر ندارد . [6] - « خوارزم ، در آن روزگار ، در عداد وظيفهء طشت خانه بود ، چنان كه خوزستان در وظيفهء جامه خانه ( جهانگشاى جوينى ج 2 ص 2 ) .