خيمه و سرا پرده بجاى مانده منهزم شد و لشكر مغول بر روم دست يافتند . سلطان غياث الدين كيخسرو در سنهء اربع و اربعين و ستمائة فرمان يافت . ] [1] بعد ازو پسرش ركن الدين سليمان [ سلطنت يافت . مدبر ملك معين الدين پروانهء كاشى بود . سلطان برادر خود علاء الدين كيقباد را به حضرت قاآن فرستاد و او مهمات بمراد ساخت و مراجعت نمود . چون بحدود روم رسيد ، ركن الدين سليمان از خوف آنكه برادر بر او تفوق جويد ، او را در راه زهر داد و هلاك كرد . برادر ديگرش كيكاوس ازو متوهم شد . بگريخت و به قرم رفت . لشكر بركاى خان او را به حضرت بردند و به حكم فرمان ، سلطنت روم به دو مفوض شد و او عازم روم گشت . اما در راه فرمان يافت و مدت هجده [2] سال در آن غربت بسر برده بود . سلطان ركن الدين سليمان در سنهء اربع و ستين و ستمائة بفرمان ابقاخان بياسا رسيد ] [3] . بعد ازو پسرش [ غياث الدين [4] ] كيخسرو بسلطنت رسيد و او در حد طفوليت بود . از ديوان مغول ، خواجه معين الدين
[1] - ق : [ چون بيست و شش سال سلطنت كرد ، پسرش كيخسرو در سنهء ست و ثلاثين و ستمائة او را زهر داد و بسلطنت نشست . لشكر مغول بجنگ او رفتند . بعد از محاربات ازيشان منهزم شد . امراى مغول بر ملك روم دست يافتند و او در سنهء اربع و اربعين و ستمائة در گذشت . ] [2] ب : هشتده . [3] - ق : [ سلطنت يافت و برادر خود علاء الدين كيقباد را به حضرت قاآن فرستاد . بوقت مراجعت ازو متوهم شد . او را بروم نرسيده زهر داد . برادر ديگرش كيكاوس از بيم او بگريخت و به قرم ( شبه جزيرهء كريمه Crimee ) رفت . بعد از مدتى به حكم فرمان باتو خان بياسا رسيد . چون سلطان ركن الدين سليمان بيست سال سلطنت كرد ، در سنهء اربع و ستين و ستمائة بفرمان ابقاىخان بياسا رسيد ] . در تاريخ آل سلجوق نام اين پادشاه « ركن الدين قلج ارسلان » آمده . [4] - لقب او در تاريخ سلاجقه اناطولى آمده ولى در نسخ گزيده نيست .