responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 468


كردند . همان شب اتابك نصرة الدين ابو بكر [1] محمد ايلدگز بآذربيجان رفت و بپادشاهى نشست و سيف الدين محمود [ اياسغلى ] [2] سلطان طغرل و پسرش را از حبس خلاص داد و بدار الملك عراق رسانيد . در منتصف جمادى الاخر سنهء ثمان و ثمانين و خمس مايه ، بر در قزوين . سلطان با قتلغ اينانج جنگ كرد و مظفر شد .
درين وقت تكش خوارزمشاه برى آمده بود و با سلطان در ملك عراق تنازع مىكرد .
بر آن صلح كردند كه ملك رى با تكش گذارند . تكش خان برين قرار بازگشت .
سلطان طغرل ، جهت دفع فتنه ، قتيبه خاتون بنت اينانج مادر اينانج قتلغ را در نكاح آورد . او با پسر متفق شد . خواستند كه سلطان را زهر دهند . سلطان دريافت . همان شربت در خورد زن داد . در حال بمرد . سلطان اينانج قتلغ را بگرفت و محبوس كرد . بعد از مدتى بشفاعت اركان دولت خلاص داد . اينايج قتلغ با برادرش نصرة الدين ابو بكر در كار آذربيجان تنازع كرد . در يك ماه چهار بار جنگ كردند . اتابك ابو بكر مظفر شد . اينانج قتلغ پناه با خوارزمشاه تكش خان برد . خوارزم شاه بمدد او لشكر فرستاد . در محرم سنهء تسعين و خمس مايه با خوارى جنگ كردند . سلطان طغرل مظفر شد . درين معنى گفتند :
شعر اى پيش عزيزان تو خوارزمى ، خوار * وى خنجر بران تو خوارزمى خوار زين پيش نيارند كه بينند بخواب * در عرصهء سمنان تو خوارزمى خوار



[1] - بكسر راء ابو بكر يعنى ابو بكر پسر محمد پسر ايلدگز
[2] - اسفهسالار حسام الدين دزمارى و اياسوغ لى ( راحة الصدور 364 ) ، محمود اياسغلى و بدر الدين دزمارى ( سلجوقنامهء ظهيرى 89 ) و شايد صورت « اياس اوغلى » صحيحتر از ساير صورتهاى مختلف اين كلمه باشد . اما دزمار بقول همين مؤلف در نزهة القلوب : « ولايتى است در شمال تبريز كما بيش پنجاه پاره ديه بود . . . چاپ تهران ص 10

468

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 468
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست