و خمس مايه برسيدند . سليمان شاه بعد از حكومت هشت ماهه [1] معزول و محبوس گشت و در آن حبس در سنهء ست و خمسين در گذشت . پيش برادرش مسعود ، بهمدان دفن كردند و او را از دار الخلافه سلطان معز الدين سليمان شاه برهان امير المؤمنين لقب بود . سلطان ارسلان ابن طغرل بن محمد بن ملكشاه بن الب ارسلان بن جغريبك بن ميكائيل بن سلجوق بعد از عم پادشاه شد و دختر خليفه كرمان خاتون [2] را در نكاح آورد . اتابك ايلدگز كه شوهر مادرش بود ، مدبر ملك او گشت . از دار الخلافه او را سلطان ركن الدين ارسلان قسيم امير المؤمنين لقب دادند . عز الدين صتماز والى اصفهان و اينانج والى رى بمحمد بن سلجوق شاه ميل كردند و بجنگ ارسلان آمدند . بنزديك قلعهء فرزين در ولايت كرهرود جنگى عظيم كردند . سلطان ارسلان مظفر شد و ايشان بگريختند . از طرف اران ، ملك ابخاز قصد ديار اسلام كرد . سلطان ارسلان و اتابك ايلدگز بحرب او رفتند . در حدود قلعهء كاك جنگ كردند و مظفر شدند . ابخازيان منهزم باز گشتند و اسير بسيار در دست مسلمانان آمد . هرگز اسلاميان را با ابخازى چنين جنگى [ اتفاق نيفتاده ] [3] بود و چندين غنيمت نيافته . ازين حرب ولايت [ قبان ] [4] در تصرف اسلام آمد . بعد ازين خبر رسيد كه ملاحده بحدود قزوين قلاع ساخته و مىسازند و اهل قزوين از ايشان منزعجند . سلطان ارسلان بجنگ ايشان رفت و در اندك مدتى ، چهار قلعه از ملاحده بستد . يكى از آن قلعهء قاهره كه سلطان مسعود از فتح آن عاجز شد و آن را قلعهء ارسلانگشا نام كرد و از قزوين باصفهان رفت . اتابك زنگى سلغرى آنجا به خدمت سلطان آمد و نوازش يافت و سلطان ملك فارس برو مقرر داشت . امير اينانج والى رى پناه بخوارزمشاه
[1] - نسخ : هشت ماه [2] - قبلا گفته شد كه اين زن دختر خليفه و از بغداد نبوده [3] - نسخ : پيش نرفته بود [4] - ب ، ف : بسيار