responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 459


دادند . عم او سليمان شاه بمدد مختص كوتوال از قلعه فرزين بگريخت و باتفاق اتابك ايلدگز و البغوش كون خر و فخر الدين زنگى و الب ارغو باز دار و يوسف خوارزمشاه برادر زن سليمان شاه بجنگ او آمدند . سلطان محمد را طاقت مقاومت جنگ ايشان نبود . با موفق گرد بازو و رشيد جان دار و امير ارفقشد عزيمت اصفهان كرد . همه كس دل بر پادشاهى سليمان شاه نهادند و هيچكس را در خاطر نگذشت كه اساسى بدان استوارى و بنيادى بدان محكمى به هيچ از پاى در آيد . ناگاه سليمانشاه از غايت تهتك از اميران متوهم شد . در شب بگريخت . شبگير اميران دست بغارت بر آوردند و خزانه و اصطبل سليمان شاه بغارت بردند و از يك ديگر متوهم شدند و هر يك با ولايت خود رفتند . سلطان محمد بى زحمتى با همدان آمد .
سلطنت برو قرار گرفت .
سليمان شاه در آن گريز بمازندران افتاد . از آنجا باصفهان رفت . كارى نتوانست كردن . پناه بخليفه برد . خليفه او را الملك المستجير لقب كرد و برگ و ساز داد و بسلطنت نامزد فرمود . او پناه باتابك ايلدگز برد و از در خيمهء او باز نرفت . اتابك ناچار او را مدد كرد و بجنگ سلطان محمد آمدند . سلطان محمد با اينانج والى رى و موفق گرد بازو [ و قفشد و اقش قيماز ] [1] و سپاهى گران بجنگ ايشان رفت . بر كنار ارس مصاف كردند . سلطان محمد مظفر شد . سليمان شاه بگريخت و بموصل رفت . اتابك ايلدگز بمطاوعت در آمد و پسر خود پهلوان را كه باتابك محمد معروف شد ، [2] بنوا در خدمت سلطان بعراق فرستاد .
بخراسان سلطان سنجر در گذشت و سلطنت را رنگ و بوئى نماند .



[1] - نسخ بسيار مغشوش و مخلوط است . در سلجوقنامه غير از جمال الدين قفشد امير حاجب و شرف الدين گرد بازو و اينانج ، تنها از پسران قيماز ذكرى شده است و مسلما مراد از پسران قيماز ( قايماز : راحة الصدور ) همين قفشد و آقش است و بنابر اين بايد آخر كلمه اقش را مكسور خواند .
[2] - ب : بود

459

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 459
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست