responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 457


اما سپاه سستى نمودند و با هم مخالفت كردند تا سلطان فتح ناكرده مراجعت نمود و ازين معنى ، اهل اسلام دل شكسته شدند و ملاحده سر افراز گشتند .
در اثناى اين حال ، اتابك چاولى بزنجان نماند . ملك فارس ، بعد ازو باتابك قراجه مفوض شد و در خدمت سلطان ، حاجب عبد الرحمن بجاى چاولى بزرگ شد . بعد از مدتى قراجه در فارس كشته شد و در ملك فارس خرابى بسيار رفت . سلطان مسعود ملك فارس به برادر زاده محمد بن محمود داد و دختر خود گوهر خاتون را كه پيشتر در حبالهء داود بود ، در نكاح او آورد و اتابك بزابه را مدبر كار او گردانيد . اتابك منكوبرز از نيابت بزابه حكم كردى . اتابك بزابه و حاجب عبد الرحمن و عباس والى رى در مخالفت سلطان مسعود متفق بودند . سلطان ازين حال آگاه شد . ايشان را از هم دور كرد . حاجب عبد الرحمن را به اران فرستاد .
خاصبك بلنگرى و اتابك ايلدگز كه بندگان جانى سلطان بودند ، با او برفتند و در قصد او فرصت مىجستند ، تا چون او لشكر از خود جدا كرد و بر سبيل شكار بصحرا رفت او را بكشند . چون اين خبر به حضرت سلطان رسيد ، عباس خواست كه بگريزد ، سلطان آگاه كار او بود . او را بگرفت و بكشت و به بزابه پيغام داد كه احوال هم عهدان شنيدى ، همانا نخواهى كه ازيشان باز مانى . بزابه لشكر كشيد و اصفهان با تصرف گرفت و بجنگ سلطان آمد . بر در همدان ، در سنهء احدى و اربعين و خمس مائه جنگ كردند . قتل بسيار رفت . عاقبت بزابه اسير شد و به حكم سلطان كشته شد . زنش زاهده خاتون شخص او را بشيراز برد و در آن مدرسه كه او ساخته بود دفن كرد . در سنهء ثلاث و اربعين و خمس مايه ، برادرزادهء بزابه از سلغريان ، سنقر بن مودود ، بكين عم خروج كرد و بر فارس مستولى شد و دست تصرف سلجوقيان از آن كوتاه گردانيد . محمد بن محمود از فارس با پيش عم آمد .
سلطان مسعود بعد ازين حكايت چهار سال بزيست و در [ شب ] [ 1 ] غرهء رجب [ 1 - ق ، ب ]

457

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 457
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست