responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 452


غزان درين مدت ، در جهان خرابيها كردند و اموال و دماء و فروج مسلمانان بر خود مباح داشتند . در همهء خراسان موضعى نماند كه از ظلم ايشان خراب نشد . علما و مشايخ و اكابر جهان را در زير شكنجهء مطالبات هلاك كردند .
از جمله امام عالم كامل استاد علماء زمان و شيخ الشيوخ [1] جهان ، محمد بن يحيى كه خاقانى [ شاعر ] [2] در حق او گفته است .
شعر در ملت محمد مرسل نداشت كس * فاضلتر از محمد يحيى فناى خاك آن كرد ، گاه تهلكه ، دندان فداى سنگ * وين كرد ، روز قتل ، دهن را فداى خاك بشكنجهء خاك بكشتند . [3] چون در اوائل سنهء احدى و خمسين و خمس مائه تركان خاتون در گذشت ، سلطان سنجر تدبير كرد و امير الياس غز را كه موكل او بود ، بفريفت و بر سبيل شكار بكنار جيحون رفت . امير احمد قماج ، صاحب ترمذ ، كشتيها ترتيب داده بر كنار آب مترصد بود . سلطان بدان كشتيها خود را در ترمذ انداخت و در رمضان سنهء احدى و خمسين و خمس مايه لشكر از اطراف جمع كرد و بمدد امير احمد قماج و مؤيد آيبه و ديگر غلامان خاص بمرو رفت و ايشان در آن راه مرديها نمودند تا سلطان را بمرو رسانيدند . اما چون سلطان را عمر به آخر رسيده بود و دولت سپرى شده و ولايات خراب گشته ، فايده نمىداد . اندوه بر سلطان مستولى شد و به مرض الموت سرايت كرد . در سادس عشرين ربيع الاول سنهء اثنى و خمسين و خمس مائه در گذشت . [4]



[1] - ب ، م : شيخ الشيوخ
[2] - فقط در ، ق
[3] - در بارهء محمد بن يحيى رجوع شود بمقاله‌اى كه اين بنده در مجله يادگار سال 1 شماره 6 نوشته و بمآخذ اساسى اشاره كرده است .
[4] - راحة الصدور : « سنهء احدى و خمسين و خمس مايه از دنيا برفت و بدولت خانه كه بمرو ساخته است ، او را دفن كردند . در ابن الاثير آمده : و دفن فى قبة بناها لنفسه سماها دار الاخرة .

452

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 452
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست