بعد از سلطان ملكشاه ، تركان خاتون خواست كه سلطنت بپسرش محمود تعلق گيرد . مقتدى خليفه رخصت نمىداد . تركان خاتون او را تعهدات كرد و پسر مقتدى خليفه كه از ماه ملك [1] خواهر سلطان ملكشاه بود و سلطان او را با وجود خليفه ، امير المؤمنين خواندى و بر آن بود تا در اصفهان دار الخلافه سازد و او را بخلافت بنشاند و خليفه ازين معنى مستشعر بود ، با مقتدى خليفه داد تا خليفه سلطنت بر پسرش محمود مقرر داشت [2] و بنام او خطبه فرمود . سلطان بركيارق ابن ملكشاه بن الب ارسلان بن جغريبك بن ميكائيل بن سلجوق . بعد از پدرش در اصفهان بود . تركان خاتون مادر محمود برگرفتن بركيارق مبادرت نمود و كربوقا غلام سلطان را بهفت روز از بغداد باصفهان دوانيد . بركيارق بمدد غلامان نظامى از اصفهان بگريخت و در رى بپادشاهى نشست . غلامان سلطان : كربوقا و انرو قماج ، در سلخ ذى الحجهء سنهء خمس و ثمانين و اربعمائه بدر و روجرد با او جنگ كردند و شكسته باصفهان رفتند و بركيارق بر عقب باصفهان بجنگ محمود رفت و پانصد هزار دينار از تركان خاتون بستد و ايشان را مهلت داد و مراجعت نمود . تركان خاتون ، امير قطب الدين اسماعيل بن [ امير محمد ] [3] ياقوتى را كه خال بركيارق بود بفريفت و وعده داد كه زن او شود و او را بر جنگ بركيارق تحريض داد . ايشان را در حدود كرج ، در سنهء ست و ثمانين و اربعمائهء جنگ اتفاق افتاد . بركيارق مظفر شد . اسماعيل ياقوتى اسير گشت و در رمضان سال مذكور كشته شد . در سنهء سبع و ثمانين ، عمش تكش كه سلطان ملكشاه او را ميل
[1] - ب : مهملك [2] - « امير جعفر پسر خليفه را كه مادرش مهملك خاتون بود ، خواهر ملكشاه ، تركان خاتون او را مىپرورد و با وجود پدرش مقتدى ، تركان او را امير المؤمنين مىخواند و پيش از وفات ملكشاه بر آن عزم بودند كه در اصفهان ببازار لشكر ، اينجا كه مدرسهء ملكه خاتون است ، دار الخلافه و حرمى بسازند و او را آنجا بنشانند و خليفه ازين معنى مستشعر بود و جاى آن داشت . تركان او را بخليفه فرستاد تا اجابت كرد . ( راحة الصدور ) [3] - م ، فقط .