اصل اتابكان فارس و ديار بكرست ، حلب داد - شرح احوال نسل هر يك بعد ازين خواهد آمد - و جكرمش به موصل فرستاد . بعد ازو ، ملك موصل بفرزندان آق سنقر رسيد و عماد الدوله بوژان [1] را به رها [2] فرستاد . بعد ازو پسرش الفقشت حكومت كرد . پس ازيشان بيفتاد و ايشان را به انطاكيه فرستاد و قتلمش را دمشق داد و ارتق را بحصن كيفا فرستاد . پس ازو پسرش سقمان پادشاه حصن كيفا و ميافارقين گشت بعد ازو پسرش مجير الدين قرا ارسلان و بعد ازو پسرش نور الدين محمد پادشاه گشت و در سنه احدى و ثمانين و خمسمائه در گذشت . [3] بعد ازو پسرش قطب الدين سقمان پادشاه شد . پس ازو پسرش ملك كامل پادشاه گشت و بر دست لشكر هولاگوخان كشته شد . و آقتمور را به ماردين فرستاد و تا اكنون سلطنت ماردين در نسل اوست و ملك صالح بن ملك نجم الدين منصور بن الملك مظفر الدين آنجا پادشاه است و ركن الدوله خمار تكين را بفارس فرستاد . رباط خمار تكين در راه خراسان به دو منسوبست . پس از او ، اتابك جلال الدوله چاولى حكم كرد . پس اتابك قراجه . پس اتابك منكو برز از قبل اتابك بزابه سلغرى . بعد از آن با سلغريان افتاد . و غلامان ديگر را مواضع سرحد سپرد و سالها سلطنت اين ولايات در تخمهء اين غلامان بماند و محصلى روم از قيصر به آقسنقر و بوژان مفوض بود . چون سلطان شكار دوست بود ، در ايران و توران ، بسيار منارها از سم گور بساخت . نظام الملك وزير سلطان را ترغيب كرد تا پسر مهتر بركيارق را ولى عهد گرداند و تركان خاتون مىخواست كه پسر او محمود را ولى عهد گرداند ، تركان
[1] - نسخ گزيده : توران - ابن الاثير : بوزان . ( رك . راحة الصدور ) [2] - نسخ گزيده : رها و قزوين ؟ [3] - اين صورت مبتنى بر مسامحه است . صحيح آن عبارتست : سقمان ( 495 ه ) ، ابراهيم بن سقمان ( 498 ه ) ، ركن الدوله داود بن سقمان ( در حدود 502 ) فخر الدين ابو الحارث قرا ارسلان بن داود ( 539 ه ) نور الدين محمد بن قرا ارسلان ( 562 ه ) قطب الدين سقمان دوم ( 581 ه ) . ( رك فهرست زمباور 228 )