كه برادر [ خون [1] برادر ] جهت اندك فايدهء دنياوى روا مىدارد [ و غنيمت مىشمارد ] [2] . اسماعيل سامانى عمرو ليث را مقيد به حضرت خليفه فرستاد . چون چشم خليفه بر عمرو افتاد ، گفت : الحمد للَّه الذى مكننى منك و كفى شغلك و او را محبوس كرد [ و در عهد معتضد دو سال محبوس بود ] . [3] بوقت وفات ، معتضد بروايتى خادمى را فرستاد تا او را بكشت و بروايتى او را فراموش كردند و خوردنى ندادند تا بمرد . كار او موجب اعتبار جهانيانست : با آنكه از پادشاهان هيچكس را چون او سفره و خوان نبوده مع هذا از گرسنگى مرد . [4] از آثار عمرو ليث جامع عتيق شيرازست . طاهر [5] ابن محمد بن عمرو ليث صفار ، چون جدش اسير شد ، اركان دولت او را بپادشاهى نشاندند . يك سال و چند ماه كر و فرى كرد . سر انجام اسماعيل سامانى برو نيز غلبه كرد و پادشاهى بستد . [6] بعد از مدتى حكومت سيستان به نبيرهء ايشان احمد ليثى [7] دادند و ازو بپسرش خلف رسيد [8] . بعد ازو نبيره اش نصر بن احمد بن
[1] - م ، ر : خون برادر خوردن [2] - ق ، ندارد [3] - م ، ندارد [4] - در خصوص اينكه چگونه عمرو بدست دشمنان افتاد ، اختلاف است . قول مستوفى بافسانه بيشتر شبيه است . اسناد معتبر مثل تاريخ بخارا و تاريخ سيستان و كامل ابن اثير حكايت مىكنند كه عمرو شجاعانه جنگيده ولى سپاهش او را در ميان دشمن تنها گذاردهاند و او اسير شده . در خصوص مرگ او هم اقوال مختلف است . رجوع كنيد به ابن خلكان و زين الاخبار و تاريخ سيستان و مروج الذهب و الكامل ابن الاثير [5] - م ، ر : ظافر [6] - بسيار مسامحه آميزست . طاهر و برادرش يعقوب را ليث بن على بن ليث كه برادرزادهء يعقوب بود ، از سيستان بيرون كرد و اين ليث على كه به « شير لباده » معروف است ، بدست سپاهيان خليفه و سبكرى غلام كافر نعمت يعقوب اسير شد و آنكه بدست سامانيان افتاده ، ابو على محمد بن على الليث برادر شير لباده است كه در « بست » بدست احمد بن اسماعيل گرفتار آمده ( رك ، تاريخ سيستان ) [7] - يعنى ابو جعفر احمد بن محمد كه در تاريخ سيستان ازو بتجليل تمام ياد شده و همان است كه رودكى قصيدهء « مادرمى » را به دو فرستاده وصلتى گران يافته است . ( تاريخ سيستان ) [8] - يعنى خلف بن احمد كه بنام امير خلف بانو نيز معروف است . وى مردى هوشمند و دانشور ولى گربز و سفاك بود كه پسر خود طاهر را بقتل رسانيد ( تاريخ سيستان ) . خلف در 393 مقهور سلطان محمود شد و در سال 399 در قلعهء گرديز در گذشت .