طاهر بن خلف حاكم شده تا سنهء ثلاث و خمسين و خمسمائه حكومت كرد [1] . عمرش از صد سال گذشته بود و تا اين زمان نسل بر نسل حكومت سيستان بديشان تعلق مىدارد . [ ايشان را شاه خوانند ] [2] . فصل دوم از باب چهارم در ذكر پادشاهان سامانيان : نه تن ، مدت ملكشان صد و دو سال و نيم و بيست روز سامان از تخم بهرام چوبين بود . نسبش : سامان خداه بن جثمان بن طغماث بن نوسرد بن بهرام چوبين . اجدادش پيش از اسلام حكام ما وراء النهر بودند و بعد از اسلام صاحب لشكر . پدر سامان را روزگار مخالف شد بساربانى افتاد . گوهر بزرگ سامان سر به كار شتربانى در نمىآورد . روزى در هنگامهاى اين ابيات شنيد : شعر مهترى گر بكام شير درست * رو خطر كن زكام شير بجوى [3] يا بزرگى [ و ناز ] [4] و نعمت و كام * يا چو مردانت مرگ روياروى [5] ازين ابيات ، رجوليت او در حركت آمد . بعيارى مشغول شد . بعد از
[1] - اشتباه فاحش است . چون اگر غرض مستوفى از نصر بن احمد ، همان امير ابو الفضل نصر بن احمد باشد كه از طرف محمود بحكومت سيستان آمده و حكومتى پر نشيب و فراز و عمرى نسبة دراز داشته ، او در 23 جمادى الاخر سال 465 مرده و اصلا از مرگ خلف 399 تا سال 553 يعنى قول صاحب گزيده بيش از يك قرن و نيم فاصله است ! ! [2] - ق ، ندارد . درين خصوص رجوع شود به كتاب اخبار الملوك نسخه عكسى كتابخانهء ملى و مكاتبات سنجر با تاج الدين ملك نيمروز در جزو منشآت لنينگراد نسخه عكسى همان كتابخانه و طبقات ناصرى . [3] - اين اشعار را به حنظلهء بادغيسى نسبت دادهاند كه معاصر امراى آل سامان بوده نه مقارن خلافت مأمون ( 193 - 208 ) يا پيش از آن . در چهار مقاله اين داستان يعنى متأثر شدن ازين ابيات به احمد بن عبد الله خجستانى ، مرد فرومايه ولى شجاع و رقيب عمرو ليث نسبت داده شده است و اين به نظر صحيحتر مىآيد . [4] - م : [ بناز ] [5] - ر ، ق : رو با روى .