responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 174


دوم عبد الرحمن . مادرش ام رومان بنت حارث [1] بود از بنى فراس و عايشه نيز ازو بود و او در سنهء ثلاث و خمسين هجرى بفجأة در گذشت .
سيم محمد . مادرش اسماء بنت عميس را مرتضى على عليه السلام بخواست و محمد از شيعهء او بود . بمصر كشته شد .
عمر خطاب رضى الله عنه قاضى او بود و عثمان بن عفان و زيد بن ثابت كاتب او بودند و ابو عبيدهء جراح صاحب شرط و سديف [2] مولى ابو بكر حاجبش بود . و اول كسى كه در اسلام صاحب شرط و حاجب داشت ، ابو بكر بود . خاتم رسول ص [ خاتم [3] ] او بود و ازو بعمر خطاب رسيد .
عمر الفاروق رضى الله عنه ، نسبش ابو حفص عمر بن خطاب بن نفيل بن عبد العزى بن قرط بن رياح بن عبد الله بن رزاح بن عدى و هو اصل قبيلة بنى عدى بن كعب . دهم است از كعب و پيغمبر نهم بود و بيست و يك سال ازو مهتر بود . مادرش حنتمة بنت هشام خواهر ابو جهل بود . در بيست و دو سالگى مسلمان شد و سى و سه سال در اسلام بود . پيغمبر ( ص ) او را فاروق لقب فرمود . جهت آنكه حق از باطل فرق كرد و دين اسلام پذيرفت و اسلام به دو قوت گرفت . به وصيت ابو بكر رضى الله عنه ، در ثالث عشرين [ جمادى الاخر ] [4] سنهء ثلاث عشر ، بخلافت نشست . خطبهء بليغ فرمود و گفت : اى مسلمانان خداى تعالى پيغمبر ( ص ) را وعده داده است كه شرق و غرب جهان ، امت او را شود . قوله تعالى :
* ( لِيُظْهِرَه عَلَى الدِّينِ كُلِّه وَلَوْ كَرِه الْمُشْرِكُونَ 9 : 33 ) * [5] ، خداى تعالى وعده خود خلاف نكند .
كيست از شما كه بجهاد عراق رغبت نمايد ؟ همه خاموش شدند الا ابو عبيد بن مسعود ثقفى و طلحة ضبى [6] [ گفتند ما رغبت داريم ] [7] . عمر خطاب امارت آن جنگ ايشان را



[1] - طبرى : بنت عامر ( ج 2 ص 616 ) و اين درست است ، زيرا در حقيقت حارث جد اعلاى اوست نه پدرش
[2] - ب : شربق . يعقوبى : سديد
[3] - ف ، ر ، ق : مهر خاتم
[4] - ب : رجب
[5] - قرآن ، سورة التوبه 33
[6] - در طبرى ابو عبيد بن مسعود و سعد بن عبيد يا سليط بن قيس آمده
[7] - فقط در ، ب .

174

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 174
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست