را بخواند و گفت راضى هستيد بخلافت خليفهاى كه شما را معين كنم و الله كه از خويشان خود كسى را معين نمىكنم ؟ صحابه گفتند بهر چه تو كنى ما راضييم . پس عمر را بخواند و خلافت به دو داد و نصيحتهاى نافع كرد و گفت : « ايها الناس قد استخلفت عليكم من بعدى عمر . فان يعدل ، فذاك ظنى و رجائى فيه و ان جاز فما اردت الا الخير و ما يعلم الغير الا الله و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون [1] » ابو بكر [ صديق [2] ] رضى الله عنه ، روز دوشنبه بيست و دوم جمادى الاخر سنهء ثلاث عشر هجرى متوفى شد . زنش اسماء بنت عميس او را غسل داد . اول زنى كه در اسلام شوهر را شست اوست . عمر رضى الله عنه در مسجد رسول ( ص ) ميان منبر و محراب برو نماز كرد و عمر و عثمان و عبد الرحمن بن ابو بكر رضى الله عنهم او را در پهلوى پيغمبر ( ص ) دفن كردند . مدت عمرش شصت و سه سال بود و مدت خلافتش دو سال و سه [3] ماه و هفت روز . او را هر سال شش هزار درم از بيت المال نفقه معين كرده بودند . او را در اين مدت سيزده هزار و ششصد و پنجاه درم تصرف مىبايست كردن ، اما هشت هزار تصرف كرده بود و از آن جمله هفتصد [4] درم موجود بود . عمر رضى الله عنه بفرمود تا با بيت المال [ بردند ] [5] و بوارثان نداد . ابو بكر رضى الله عنه در زمان خلافت ، برادران پدرى را از ميراث بيفكند و بجد داد و دو نوبت حج كرد و اوراق وحى هر كه نوشته بود بستد و در خريطهاى نهاد و سر به مهر كرد و به حفصة حرم رسول الله سپرد و بروايتى گويند ابو بكر رضى الله عنه خود برين صورت جمع كرد و عثمان رضى الله عنه [ با بياض برد ] . [6] ابو بكر را سه پسر بود . اول عبد الله . مادرش از قبيلهء بنى عامر بود و اسماء ذات النطاقين [7] نيز ازو بود ، و او به حال حيات پدر در گذشت . او را نسل نيست .
[1] - قرآن ، سورة الشعراء 228 [2] - فقط در ، م [3] - م : دو ماه [4] - ر . هشتصد [5] - م : ضم كردند - ب : به بيت المال دادند [6] - ف ، ر ، ب : بياض كرد . [7] - مادر عبد الله بن زبير كه زنى شير دل بود