كرد . اركان دولت با او در نساختند در شكارگاه بر دست اميرى كشته شد . بوراندخت [1] بنت پرويز . چون از تخمه پسرينه نمىيافتند ، پادشاهاى به دو دادند . او كينهء اردشير بن شيرويه باز خواست . زنى عاقله بود . بورانى به دو منسوبست . پيغمبر صلى الله عليه و سلم ، در عهد او بدار القرار [ رحلت فرمود ] . [2] پادشاهى او شش ماه [3] آزرمىدخت بنت پرويز بعد از خواهر پادشاه شد . بغايت جميله و عاقله و زيرك بود . امير لشكرش خواست كه با او عشقبازى كند . او را بخلوت راه داد و بكشت [ جهان ناآزرم بى آزر مىكرد و او را از پادشاهى برخوردارى نداد و روز او بر سر او آورد ] . [4] مدت ملكش چهار ماه . فرخزاد ابن پرويز از مطربهء شكر نام اصفهانى حاصل آمده بود . [ نسبت او مصدق نمىداشتند ] . [5] ازين تخمه چون ديگرى [ نبود ] [6] ، پادشاهى به دو دادند . قريب يك ماه [ پادشاه بود ] [7] و بر دست بندهاى كشته شد . كسرى يزدگرد ابن شهريار بن پرويز بن هرمزد بن انوشيروان بن قباد بن فيروز بن يزدگرد بن
[1] - ق ، ف ، ب : توران دخت . وى دختر مريم دختر امپراطور رم است . [2] - ساير نسخ : رفت [3] - ر : يك سال و شش ماه [4] - ف : روزگار او را يارى نكرد و از پادشاهى برخوردارى نداد و زود بر سر آورد . ر ، م : جهان با آزرمى نيز بىآزرمى كرده و او را از پادشاهى . . . و روز او بر سر آورد - ك : جهان بى آزرم با آزرمىدخت بى آزرمى كرد - ب ، قسمت بين دو قلاب را فاقد است . [5] - ف : چون . نسب بصدق نمىدانستند ب : نسب او را بصدق نمىدانستند ك ، ندارد . [6] - ك ، ب ، ف ، ر : حاضر نبود [7] - ر ، ف ، ب ، م : حكم كرد - ك : پادشاهى كرد . در طبرى بين او تا آزرمىدخت ، سه نفر ديگر ذكر شده و مدت سلطنتش « 6 ماه » آمده