responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 124


بقصاص پدر خود بكشت : شيرويه ازو پرسيد : در آن حالت پدرم چه گفت . گفت : هر كه كشندهء پدر نكشد ، گوهرش پاك نباشد . شيرويه دانست كه درين سخن ترغيب قاتل بر قتل خود نكرده است بلكه تنبيه شيرويه بر سياست او كرده ، او را سياست كرد .
از آثار پرويز [ قصر شيرين و صفهء شبديز است ] [1] و ايوانى كه در بيستون مىساخت و تمام نشد . پادشاهى او سى و هشت سال . از سخنان اوست : شكر كننده را نعمت دهيد و نعمت دهنده را شكر گوئيد [2] .
كسرى شيرويه ابن پرويز ، بعد از قتل پدر بپادشاهى نشست . پادشاهى برو قرار نمىگرفت و او بدين سبب برادران و اقرباى خود را بكشت . [ بدى كار خون پدر ] [3] و خون برادران سرايت كرد و او را [ برنج تن ] [4] گرفتار گردانيد . بارى [5] بعد از شش ماه بمرد . مدت عمرش بيست و دو سال كسرى اردشير بن شيرويه بن پرويز . بعد از پدر ، پادشاهى بنام او مقرر شد . كودك بود . بعد از يك سال و نيم ، پيش از بلوغ ، بر دست بنده‌اى كشته آمد [6] فرايين [7] اميرى بود از امراى پرويز . حاكم ملك روم بود . چون دولت ساسانيان ، در انحطاط روى نهاد ، او طمع در ملك كرده بتغلب و استيلا پادشاه شد و مدت دو سال حكم



[1] - ر : قصر شيرين و صفه پرويز - ب : قصهء شيرين و فرهاد ك : قصر شيرين و صفت شبديز
[2] - در نسخهء ف ، پس از ذكر نسب ، فقط اين جملات را دارد : « چند سال پادشاهى كرد ، در آخر شيرويه پسرش او را كشت » و ساير مطالب را فاقدست .
[3] - ك ، ب ، ف : خون پدر و برادران - ر : خون پدر و برادر
[4] - ب ، ف : طاعون
[5] - فقط در ، ق
[6] - عبارت حمزه چنين است : « . . . لما بلغ شهريزاد ( شهربراز ) صاحب ثغر المغرب انهم ملكوا صبيا اقبل حتى دخل عليه داره فقتله -
[7] - اين شخص كه از امراء قشون و غاصب سلطنت و همان قاتل اردشير است ، همان شهربراز است . رجوع كنيد ايضا به طبقات ناصرى منهاج سراج . در شاهنامه بين « گراز » و « فرايين » فرق گذاشته شده . در طبرى نام وى « فرخان ماه اسفندار » نوشته شده .

124

نام کتاب : تاريخ گزيده نویسنده : حمد الله مستوفي قزويني    جلد : 1  صفحه : 124
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست