چون بعضى از معاصران او از غلاة سنيان شهر رى و ناصبيان وادى ضلالت وغى مجموعه در رد مذهب شيعه تأليف نمود ، علماى شيعه كه در رى و آن نواحى بودند ، به اتفاق قرار دادند كه شيخ عبد الجليل اولى و احق به آنكه متصدى دفع و نقض آن شود . مستنبط و مستخرج از اين عبارت صاحب كتاب " نقض " است كه گفته ( صفحه 3 ) : و پيش از وصول اين كتاب بما مگر زمره از خواص علماء شيعه كه آن كتاب را مطالعه كرده بودند ، در حضرت مقدس مرتضى شرف الدين ملك النقباء سلطان العترة الطاهرة أبو الفضل محمد بن على المرتضى ضاعف الله جلاله گفته بودند ، و بر لفظ گهربار سيد السادات رفته كه عبد الجليل قزوينى مىبايد كه در جواب اين كتاب بر وجه حق شروعى كند ، چنان كه كسى انكار نتواند كرد . پس گويا تسامحى در بيان كلام به كار رفته ، و يا اشتباهى روى داده است ، فتفطن . 4 - اينكه فرموده است : و چون وجود آن نسخه به غايت نادر است سخنى بسيار درست و كلامى به تمام معنى عين حقيقت و مطابق واقع است ، مؤيد اين مدعا و مصدق اين بيان آنكه نگارنده با نهايت فحصى كه در اين باب كرده است به غير از پنج نفر از علماى اعلام مطلع نشده است ، كه از اين كتاب نقلى كرده و نامى برده باشند ، ( البته اين پنچ نفر به استثناى علماى تراجم احوال است مانند ، قاضى شوشترى و افندى ، و صاحب " كشف الحجب والاستار " و صاحب " روضات " و امثال ايشان كه وظيفه ايشان ذكر نام مؤلف و آثار او در كتب خودشان است ) و اين خود دليلى واضح بر مدعاى مذكور است ، و اينك بنام آن پنج نفر ذيلا تصريح مىكنيم تا قضيه واضح شود . 1 - محقق اردبيلي اعلى الله درجته در كتاب " حديقة الشيعة " ضمن بحث از حديث غدير تحت عنوان آيه " يا ايها الرسول بلغ ما