الانصاف ، حتى يكون تائر اقواله وافعاله خطاء ورياء " خسر الدنيا والاخرة ذلك هو الخسران المبين " . اگر چه در اين عبارت تصريح نشده است كه در اين مورد از كتاب " نقض " استفاده شده است ، ليكن از كلمه " نظم " به بعد همه از آن كتاب مستفاد و مأخوذ است ، هر كه طالب باشد مراجعه كند ( دو بيت در صفحه 285 نقض و عبارت فارسى نثر مذكور در بعد هم در صفحه 13 آن مندرج است ) . حتى خود قاضى عين همين مضمون را در " مجالس " نيز آورده است ، و نص عبارت " مجالس " ( در اوائل مجلس دوم تحت عنوان بنو حنيف ضمن بيان حال مالك بن نويره و سوء معامله خالد با او صفحه 53 - 54 ) اين است : و بر اهل انصاف پوشيده نيست كه باعث فضلاى اهل سنت در ارتكاب امثال اين تمحلات و كلمات چيست ؟ . . . اين همه از آنست كه مالك دوستدار خاندان بود ، و خالد دشمن على است ، چنان كه شاعر گفته شعر هيچ نپذيرى . . . ( إلى آخر البيتين ) چه خوب گفته شيخ اجل عبد الجليل رازى رحمه الله كه در سينه اى كه بغض پسر أبو طالب قرار گرفت ، طرفه نبايد داشتن ، كه توفيق و هدايت و سعادت و اقبال و شريعت و كمال بصيرت و ضياى انصاف از آنجا مهجور گردد ، تا هر چه گويد و كند همه خطا و ريا باشد " خسر الدنيا والاخرة ذلك هو الخسران المبين " . و در ترجمه حال مجد الدولة ديلمى نيز اين عبارت نثر را با نسبت به شيخ عبد الجليل نقل كرده است ( رجوع شود به مجلس هشتم جند هفتم صفحه 377 ) . پس به خوبى روشن شد كه در اين مورد نيز استفاده از " نقض " شده است و ترجمه عين عبارت بدون تصرف ديگرى نقل گرديده است 3 - اينكه قاضى فرموده :