نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 382
« لقاء جنود خدا » را نمىتواند درك كند ، آدم يعنى قوّه عاقله مىتواند به خدا برسد و در درياى معارف غرق شود ، اما قوّه واهمه نمىتواند آن را درك كند . قوّه واهمه فقط لذايذ و متاع دنيا و امور پست را مىبيند ، پس شيطان سمبل قوّه واهمه و آن قوايى است كه از قوّه واهمه فرمان مىبرند و شما را از بهشت معرفت حق باز مىدارند ; و اين كه در روايت است كه شيطان گفت : من مسلّط باشم بر بنى آدم و مانند خون در رگ و ريشه آنها جريان داشته باشم ( 1 ) همين قوّه واهمه است كه بر شما مسلّط است و هميشه شما را وسوسه مىكند ، آن وقت خداى تبارك و تعالى فرمود : آنهايى كه بندگان من هستند تسليم تو نمىشوند ; ( 2 ) يعنى اگر كسى بنده خدا باشد فرمان قوّه واهمه را نمىبرد و عقل او را به مرتبه بالا مىرساند . اين كه شيطان گفت : من از آتش خلق شده ام و آدم از گل درست شده است ، براى اين كه قوّه عاقله ما با اين كه از مرتبه عقل است از همين خاك خلق شده است . همين طور كه در فلسفه مرحوم صدرالمتألهين آمده كه چنين نيست كه انسان از خاك باشد و يك نفس مجرّد و عقلى هم از خارج به آن متصل كنند ، بلكه نفس محصول عالى همين مادّه است كه مادّه در اثر حركت جوهرى و تكاملى به سرحدّ عقل رسيده ، يعنى نطفه در اثر تكامل عقل شده است . ( 3 ) اين كه شيطان از آتش است به اين معناست كه قوّه واهمه از روح بخارى است ، چون مىگويند در خون انسان يك روح بخارى وجود دارد كه از آن به آتش تعبير شده است ، و اگر آن روح بخارى در رگ و ريشه انسان نباشد قواى انسان از كار مىافتد ; پس شيطان از آتش است ، يعنى همين كه قوّه واهمه با آن روح بخارى ارتباط دارد .
1 - بحارالانوار ، ج 11 ، ص 141 2 - سوره حجر ، آيه 42 3 - اسفار ، ج 8 ، ص 330
382
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 382