نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 40
پياده مىدويدند فرمود : « به خدا كه اميران شما از اين كار سودى نبرند و شما در دنيايتان خود را بدان به رنج مىافكنيد و در آخرتتان بدبخت مىگرديد » . ( 1 ) اين روش درست بر خلاف رويه آدمهاى اين روزگار است كه با خروارها توجيه ، تكريم خود را از سوى مردم تكريم روحانيت و تعظيم دين و شعائر دينى قلمداد مىكنند و مىگويند مادامى كه دستبوسى و پيشواز از سوى مردم عادى به قصد تقرب به خدا باشد مشركانه نيست و مصداق تعظيم شعائر است . البته كشف نيّت ها نيز امرى محال است ، و با اين توجيهات بستر آلوده شدن جامعه را مساعد مىكنند . به گفته امام خمينى ( رحمه الله ) : « نگذاشتند حضرت امير ( عليه السلام ) مجال پيدا كند حكومت را به نحوى كه مىخواست پياده كند ; آنگاه كه حكومت دست ايشان نبود ، مجال نبود ; و آن وقت كه حكومت دست ايشان افتاد ، باز هم مجال ندادند حكومتى كه دلخواه او بود برقرار شود ; و ما بايد تا ابد از آن متأسف باشيم . اگر همچو مجالى براى ايشان پيدا مىشد آن حكومت براى همه كسانى كه مىخواهند به عدالت و امور الهى قيام كنند الگو مىشد ، ولى تأسف اين است كه نشد ، و آن قدرى كه شد باز هم نورش متجلّى است ، و همان اثر كمى هم كه از ايشان در باب حكومت مانده نشان مىدهد كه وضع بايد چه باشد » . ( 2 ) على ( عليه السلام ) در نگاه ديگران هنوز نه تنها متفكران بيرون از قلمرو اسلامى ، بلكه بسيارى از انديشهوران جهان اسلام نيز على ( عليه السلام ) و نهج البلاغه او را نمىشناسند ، به گونهاى كه « محمّد عبده » يكى از عالمان نوانديش و مصلح معاصر و مفتى بزرگ مصر در مقدّمه شرح نهج البلاغه خويش اذعان مىنمايد كه به وسيله سيّد جمال الدين اسدآبادى از وجود كتابى چون نهج البلاغه آگاه شده و با مطالعه و تأمّل در آن مفتون اين كتاب گرديدهاست .
1 - نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شماره 37 2 - صحيفه نور ، ج 18 ، ص 126
40
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 40