نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 380
تشريح نظريه سمبليك بودن داستان حضرت آدم ( عليه السلام ) با اين پنج مقدّمه اگر بخواهيم جنبه سمبليك بودن داستان حضرت آدم را بگوييم به اين صورت است : مراد از آدم در اين داستان نفس ناطقه انسانى يعنى قوّه عاقله اوست كه انسانيت انسان به آن وابسته است . پس آدم يعنى قوّه عاقله و قوّه تميز و آن كه ادراك كلّيات مىكند و مىتواند با خدا ارتباط داشته باشد و مىتواند به مرحله كمال برسد و فانى فى اللّه شود و به مرحله لقاءاللّه برسد ; ( 1 ) و مقصود از بهشت همان بهشت معنى است كه غرق شدن در درياى معرفت حق و موجودات غيبى است . پس مراد از آدم آن مرحله كامل انسانى است كه مرحله قوّه عاقله باشد ، و مراد از بهشت بهشت معنوى است كه بهشت لقاءاللّه باشد . مراد از ملائكه در اين داستان قوايى است كه در عالم و در انسان وجود دارد ، ملائكة اللّه يعنى قواى اين عالم . خدا به همه نيروهاى اين عالم از جمله نيروهايى كه در وجود خود انسان هست دستور داده كه مطيع انسان باشند ، و سجده ملائكه به معنى اطاعت كردن و رام بودن اين نيروها براى انسان است ، از جمله نيروها همين نيروهايى است كه در خودمان مىباشد ، مانند حواسّ ظاهرى و حواسّ باطنى و . . . قوّه مدركه ، قوّه محرّكه و . . . اينها همه مأمورند كه مطيع قوّه عاقله باشند ، يعنى خدا دستور داده كه عقل انسان بايستى فرمانده باشد ، و چشم كه قوّه باصره است زير فرمان عقل باشد ، گوش كه قوّه سامعه است زير فرمان عقل باشد و . . . همين طور كه قرآن مىگويد ملائكه همه سجده كردند ، يعنى تمام قواى شما مطيع قوّه عاقله شما
1 - يا اين كه در توصيف داستان حضرت آدم بگوييم شخصيت آدم شخصيت حقيقى و خارجى بوده و اشاره به فرد خاصى است ، اما بقيه حوادث جنبه رمزى و سمبليك دارد ; يعنى منظور از خوردن و شجره و سجده و سخن گفتن آدم با ملائكه و ملائكه با خداوند همگى سمبليك است ، و از اين مفاهيم معانى بلند در وراى الفاظ محسوس مقصود بوده است .
380
نام کتاب : درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : الشيخ المنتظري جلد : 1 صفحه : 380