نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 105
اين مشكل ديده مىشود و آن اينست كه بايستى براى انسانها اين حقيقت را قابل پذيرش ساخت كه آن همه « مىخواهم » ها كه وسيلهء بروز و مستهلك شدن استعدادها است ، احتياج به آبيارى با يك « مىخواهم » زير بنايى دارد كه عبارت است از خواستن هدف اعلاى حيات كه بالاتر است از چند بشقاب غذا و چند متر پوشيدنى و مقدارى لبها را از هم كنار كردن بعنوان خنده و دريدن ديگران بعنوان پيروزى و دريده شدن در دست ديگران يا قوانين طبيعت در انجام كار . اگر « مىخواهم » هاى معمولى انسان را در ديگران و در صحنهء طبيعت مىگستراند ( بگمان اين كه رو به تحول تكاملى مىرود ) اين « مىخواهم » زير بناى انسان را در مجراى تحول تكاملى قرار مىدهد . حيات آدمى بدون اين « مىخواهم » جز امواج مادّه و معلول جبرى قوانين طبيعت ، چيزى نيست . با شروع فعاليت اين « مىخواهم » است كه حيات واقعى شروع مىگردد . براى جريان افتادن اين عامل بزرگ حيات هدفى ، بايستى همهء مختصات مثبت انسانى در حدّ اعلاى امكان ، شناخته شود ، پس از شناخته شدن همهء مختصات ، خاصيت منبع بودن آنها براى جوشش « مىخواهم » كشف مىگردد . وقتى كه دانسته شد كه شركت آن مختصات است كه در هدف حيات مانند شركت كردن همهء اجزاء يك ماشين معظم در محصول است ، در اين صورت « مىخواهم » واقعى زير بنايى بجريان مىافتد و كارگاه بسيار معظم انسان شروع به توليد محصول مىنمايد كه هدف حيات است . با اين جريان است كه انديشه و تعقل و هوش و آزادى و سازندگى و نوگرايى و تجسيم و بلندگرايى و دهها مختصات مثبت انسانى در هويت « مىخواهم » شركت مىورزند . بنا بر اين محصول اين كارگاه كه هدف حيات است ، نتيجهء فعاليت همهء آن مختصات مىباشد . بجهت ملاحظه نكردن اين اصل است كه اكثريت قريب به اتفاق انسانها از وصول به هدف واقعى حيات محروم مىگردند ، يعنى مثلا يكى مىخواهد
105
نام کتاب : ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) نویسنده : محمد تقي جعفري جلد : 1 صفحه : 105